« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 77)
« عوامل همة فسادها » کدامند؟
نکتة اول: « إله یا آلِهه إرادة مستقلِ نافذِ مؤثری است که همه را به تحیّر و بندگیِ خود میکشاند. »
هر عاقل عالِمی « یقیناً » میداند که « هستی » فقط « یک إلهِ مستقلِ نافذِ مؤثّر » به نامِ « الله » دارد:
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ ... (بدانید که تنها إرادة مستقلِ نافذِ مؤثّر فقط « الله » است.) (محمّد/19) و او:
... هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ (بقره/163) هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ (نمل/26) هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَريمِ (مؤمنون/116)
... هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ (آلعمران/6) هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ (أنعام/102) هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ (حشر/22)
... هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ (بقره/255) هُوَ يُحْيي وَ يُميتُ (أعراف/158) هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً (طه/98)
... هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ (حشر/23)
... ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ ... (زمر/6)
(آن إرادة مؤثّر یگانه، زمامدارِ شماست که مالکیت و فرمانروائی فقط برای اوست و إرادة نافذی جز او نیست.)
نکتة دوم: قرآن به عنوان « یک قانون و قاعده و سنّتِ ثابت در آفرینش » میفرماید:
لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا .... (أنبیاء/22)
(اگر در زمين و آسمان « إرادهای غیر از آن إرادة نافذِ یگانه » مؤثّر باشد، قطعاً آن دو تباه مىشوند ...)
منظور از آسمان و زمین « همة عناصر و أجزاء آنها » است و این قانون « حاکم بر همة آنها » میباشد.
مثلاً اگر در « بدن انسان » یک « سلولِ سرطانی » بخواهد « خود مختار » عمل کند آن بدن حتماً از حالتِ « طبیعی » خارج و « بیمار » و کارش « مُختل » میشود و در معرضِ « فساد » قرار میگیرد.
یا اگر در « یک رستوران »،« 2 سر آشپز » بخواهند « یک غذا » را بپزند، آن غذا حتماً خراب میشود.
در « هر مجموعة کوچک یا بزرگی » نیز (مثلِ اداره، باشگاه، کشور) اگر « دو فردِ مستقل » بخواهند آنجا را « بدلخواهِ خود مدیریت » کنند، قطعاً آن مجموعه گرفتارِ « آشفتگی و درگیری و فساد » میشود.
میانِ « زن و شوهر » نیز وقتی « إختلاف » رُخ میدهد که آنها بخواهند « إرادة خود را » تحمیل کنند.
نتیجه: « عواملِ فساد »،« دو چیز » اند: اول: « دخالتِ 2 إراده » در « مدیریتِ یک مجموعه »،
دوم: در یک راستا و تراز نبودن « إرادة حاکم در هر مجموعه » با « إرادة الهی حاکم بر جهان. »
خدایا؛ عقلانیت و معرفت و ایمانی به ما عطا کن تا عبد و مطیعِ إرادة تو باشیم و فاسد و مُفسد نشویم.