« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره:15)
« جبر » یا « اختیار »
از زمانِ « قابیل » تا امروز بشر با بحثِ « جبر و اختیار » درگیر بوده زیرا همة مستکبرین و أذنابِآنها (برای فریب مردم و توجیه ظلم و جنایتشان) « جبر » را به مردم « تلقین » کرده و میکنند.
لذا در دعای « دَحو الأرض » میگوئیم: « اللَّهُمَّ؛ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ.... »
خدايا؛ « اولين جبّارانِ سلطهگر » و « آخرين آنها » را « لعنت » فرما.
« جبابره » افرادیند که « خود را تافتة جدا بافته » و « مردم را بردة » خود میپندارند.
در حالي كه از منظر « قرآن »، انسان در « گفتار و رفتارِ خود »، قطعاً « مُختار » است.
پس بر خلافِ تلقینِ عواملِ استکبار، « وراثت، محیط، والدین، همسر، شیطان، شانس و رفیق » هرگز « نميتوانند » و « خداوند نمیخواهد » انسان را به کاری « مجبور » کنند.
جالب اینکه « إبلیس » هم انسان را « مُختار » میداند:
قالَ: يا آدَمُ؛ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى؟ (طه/120)
اما « مشرکین » (برای فریب خود و دیگران و فرار از مسئولیت و توجیه دنیاطلبی خود) إدّعا میکنند: (ما مُختار نیستیم و مجبوريم مشرک باشيم زیرا) اگر خدا میخواست ما و أجداد ما مشرک نمیشدیم:
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ: « لَوْ شَاء اللّهُ » مَا أَشْرَكْنَا وَ لاَ آبَاؤُنَا (أنعام/148)
وَ قَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَ لا آبَاؤُنَا ... (نحل/٣٥)
در حالی که « خداوند »،« مردم » را به بهشت « فقط دعوت » میکند (اما مجبور نمیکند.):
.. وَ اللَّهُ يَدْعُــوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ .. (بقره/221)
طبقِ « صدها آیه قرآن »، انسانِ (زنده و سالم) « مُختار » است و « عملکردِ او فقط به خودِ او » بازگشت میکند و « قطعاً هیچ فردی »،« مسئولِ عملکردِ دیگران نیست »:
يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَنْ نَفْسِهَا وَ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ ... (نحل/111)
وَ اتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً (بقره/123)