یک دقیقه با وحی شماره 57
یک دقیقه با وحی شماره 57

« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 57)

 

چه « آفتی » است که « همة أعمالِ صادقانه و عباداتِ انسان » را « إبطال » می‌کند؟

 

قرآن، « انجام » یا « ترکِ 89 موردی » را به مذهبی‌ها « هشدار » می‌دهد که اگر رعایت نشوند آنها را از جمعِ أهل ایمان « إخراج » و « همة تلاش‌هایِ مذهبی و عبادی » آنها را « بی‌ارزش » می‌کند و باعث « مجازاتِ سنگین » آنها می‌شود که مهمترین آنها « بعد از شرک »،« منّت گذاشتن » است:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا؛ لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏

كَالَّذي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ... وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ (بقره/264)

(اى أهل ايمان؛ کارهای صادقانة خود را با منّت و آزار، بی‌ارزش نكنيد، مثلِ آنكه مالش را براى خودنمايى به مردم‏، انفاق مى‏كند و خدا و حسابرسی آخرت را باور ندارد ... زیرا خدا، مردمِ كافرِ خودخواه را راهنمائی و رهبری نمى‏كند.)

چرا؟ زیرا آنکه « منّت » می‌گذارد و به مردم « آزار » می‌رساند و « ریاکاری » می‌کند به این معنی است که او « مخلوقیتِ خود » و « خالقیتِ خدا » و « حسابرسی آخرت » را (شاید بداند اما) « باور » ندارد و خود را « مستقل » می‌پندارد و گرفتارِ توهّم « خودبزرگ‌بینی » است و کارِ خود را « زیاد » می‌شمارد.

پس انسانِ عاقل و صادق، « توفیقِ مسلمان » و « أهلِ ایمان » بودنِ خود را نیز « لطفِ الهی » می‌داند و هرگز به خود « إجازه » نمی‌دهد « مسلمانیش » را به « نمایندة منصوبِ الهی »،« منّت » بگذارد: 

يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا !!! قُلْ: لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ

بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (حجرات/17)

« منّت » گذاشتن آنقدر « خطرناک » و آنقدر « شایع » است که خداوند در « اولین لحظاتِ بعثت » به « نبیّ أکرم » صلی الله و علیه و آله و سلّم که بشر را از « ظلماتِ جاهلیت » رهانید و عاملِ « هدایتِ » آنها به سمتِ « نورانیت » و « سعادت جاودانه » شد (و به رهبرانِ منصوب بعد از ایشان که نبیّ نیستند اما رسولند،) « هشدار » می‌دهد که « نباید » به خاطر « انجام مأموریتِ الهی » خود « منّت » بگذارند:

وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ (مدّثر/6)(با فزون‌طلبی، منّت نگذار.)

« منّت »،« مختصّ خداوند » (و سفیرِ منصوبِ او) است که از « جانِ » انسان (یا جنّ) « حفاظت » می‌کند:

وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرى‏ (37) إِذْ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّكَ ما يُوحى‏ (طه/38) (نجاتِ حضرت موسی علیه السلام از کشته شدن.)

وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ (114) وَ نَجَّيْناهُما وَ قَوْمَهُما ... (صافات/115)(نجاتِ حضرت موسی و هارون و قومِ آنها.)

وَ الشَّياطينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ (37) ... (38) هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ ... (ص/39)(رهاسازیِ أجنّه توسط حضرت سلیمان.)

... فَیا ذَالْمَنِّ وَ لایُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَىَّ بِفَکاکِ رَقَبَتى‏ مِنَ النَّارِ فیمَنْ تَمُنُ‏ عَلَیْهِ وَ اَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

خانه
مقالات
دوره ها
اطلاعیه ها
ورود
به آسمان نگاه کن ورود به سایت