« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 126)
هر انسان عاقلی باید « سگِ خود » را با آنچه خدا به او آموخته « آموزش » دهد:
قرآن در پاسخ به این پرسش که چه چیزهائی « طیّب » و خوردنِ آنها « مُجاز » است میفرماید:
... قُلْ: أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ
فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ (مائده/4)
{... بگو پاكیها برایتان حلال است و آنچه را که خدايتان (در قرآن) به شما آموخته و شما به سگهاىِ شكارى میآموزيد (و آنها برایِ شما میآورند حلال است) پس از آنچه آنها براى شما گرفتهاند (و از دندانزدن و تجاوز و تصرّف آن خودداری میکنند،) بخوريد و معیارهایِ الهی را (در خوردنِ خود) به یادآورید و حدود الهی را رعایت کنيد زیرا خداوند حسابرسی سریع است.}
پرسش اول: خداوند چه چیزهای خاصی را فقط به انسان آموخته است؟ (= عَلَّمَكُمُ اللَّهُ)
خداوند « علمِ لازم » را در « ذاتِ هر مخلوقی » (حتی در هر الکترون، سلول و ریزترین حشرات) قرار داده تا آنها بتوانند « نقشِ خود » را دُرست إیفا کنند و به « انسان » نیز آنچه را برای زندگی لازم داشته آموخته است:
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ (علق/5)
اما خداوند علاوه بر آن علمِ ذاتی، « علومِ خاصّی » را نیز با « قرآن » فقط به انسان آموخته است. مثلا:
فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ (أنفال/40){بدانید که فقط خدا آقایِ شماست.} وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ {خدا أبرقدرته و شما نمیتوانید او را عاجز کنید.} أَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكافِرينَ (توبه/2) {خدا، حقّستیزان را ذلیل میکند.} اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ {همیشه سفیرِ خدا در میان شماست.} وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ (حجرات/7) {او حقّگریزی و ترکِ ولایت و نافرمانی را نمیپذیرد.} اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ (حدید/20){زندگی دنیا، بازیها و سرگرمیهای کودکانه و موقتی و از بینرفتنی است.} وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (بقره/203) {قطعاً برای حسابرسی به نزد او حاضر میشوید.}، وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ (أنفال/28) {بدانید اموال و أولاد شما فقط برای آزمایش شماست.} ....
پرسش دوم: خداوند چرا این همه نکاتِ مهم را فقط به انسان میآموزد؟
چون « قرآن » برای « همه و همیشه » است و « شکارچیانِ » جهان اندکند، پس « مخاطبِ » آیه بالا « آحادِ بشرند » و احتمالا منظور از « سگ » در آن، « نفسِ » انسانست که اگر عاقلانه « مهار » نشود، با توهّمِ « مالکیت » هر نعمتی را به خود نسبت میدهد و مشرک و کافر میشود و حلالها را نجس میکند.
ظاهراً خداوند میخواهد افرادِ عاقل با « قرآن » به « نفسِ » خود بیاموزند که هیچ چیزی را « مالِ خود » نپندارند و آنرا « أمانت » بدانند و بدونِ « خودخواهی » و طبقِ نظر خالقشان آنرا به « أهلِ » آن برسانند.
« خدایا، یاریمان کن تا مفاهیم نورانی قرآن را بفهمیم و نفسانیتمان را مهار کنیم و هیچ طیّبی را نجس نکنیم. »