« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 114)
« مُخلصترین و موحّدترین عضوِ بدنِ انسان » کدامست؟
« دستِ » کشاورز زمین را شخم میزند و آن را برای کاشت آماده میکند، « دستِ » او دانههایِ گندم را میکارد و آن را آب میدهد، همان « دست » محصول را با سختی درو و دانههای گندم را با زحمت از کاه جدا میکند، همان « دست » گندم را آسیاب و آرد را به خمیر تبدیل و با تحمل گرمای شدید آن را به تنور میزند و همان « دست » نان را از تنور بیرون میآورد، آنگاه « دسترنجِ » خود را « لُمقه » میکند و به « دهانِ » آن کشاورز میبخشد زیرا « دست » میداند که اگر « دسترنجِ زحماتش » را در « مشتِ » خود نگهدارد « تن » از گرسنگی « میمیرد » و او نمیتواند بر « تنِ مُرده »،« زنده » باشد، « دست » در آشپزی و در همه مشاغل با اینکه بیشترین خدمات را انجام میدهد اما « هیچ توقعی » برای خود ندارد، پس « دست »،« مُخلصترین » و « موحّدترین » عضوِ « پُر تلاش » بدنِ انسان است.
« جامعه » نیز مانندِ « بدنِ زندة » انسان است، لذا مؤمنین باید « تلاشهایِعاقلانه و مؤمنانة » خود را بیدریغ برای « رهائی جامعه » از « انواعِ مشکلاتِ » به کار بگیرند تا خودشان نیز « رستگار » شوند.
لذا قرآن برای « رستگار شدنِ أهل ایمان » انجامِ « چهار کار » را بر آنها « واجب » کرده است:
اول: آنها باید خودشان چنان « مقاوم و صبور » باشند که با هیچ شایعهای، « ناامید و متزلزل » نشوند.
دوم: آنها با « إرائة تحلیلهای مستدل و مستند » باید « خودیها » را در برابرِ « شایعات » واکسینه کنند و به « صبور بودن » تشویق کنند تا آنها نیز سرشار از « امید و جهاد و إنتظار مسئولانه » شوند.
سوم: آنها باید برای « متّحد » بودن، « تقسیمِ کار تشکیلاتی » و « انسجامِ رفتاری » داشته باشند.
چهارم: آنها در هر موقعیتی باید « خودشان » را به « رعایتِ دقیقِ حدودِ الهی » ملزم و متعهّد کنند:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ؛ اصْبِرُواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ وَ اتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (آلعمران/200)
متأسفانه مسلمین همواره گرفتارِ « بیگانهپرستانی » (به ظاهر مذهبی) اند که نه تنها از انجام هر کارِ مفیدی برای جامعه « بُخل » میورزند و از مردمشان در برابرِ دشمنانی که دنبالِ بلعیدنِ انسانیّت و نابودیِ مقدّساتند هرگز « دفاع » نکردهاند و از « جهادِ در راه حق » گریزانند بلکه با « حرص و ولعِ پایانناپذیرِ » خود، (مانند لاشخورها) « بیشترین درآمدِ کشور » را (از: نفت، فولاد، پتروشیمی، مس، خودرو، معدن .... ) تصاحب کردهاند.
قرآن این « بیوطنانِ خود فروختة بخیل، حریص و فراری از دفاع و جهاد » را چنین معرفی میکند:
أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ (از هر کمکی به شما پرهیز میکنند) ... فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ (پس وقتی خطر دفع شود) ... أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ (حریصانه سهم میخواهند) ... أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا (آنها هیچ اصلی را باور نداشته و ندارند) ... (أحزاب/19)