« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 86)
« خطرناکترین مردم »،« عالمانِ خودخواه و خودپرست » هستند:
جز اندکی از روستائیان که فرزندانشان را به دامداری و کشاورزی و برخی از فقیران شهرها که فرزندانشان را به کارهای خدماتی و ساختمانی میگمارند و برخی از کشورهای زیر سلطة استکبار که مردمشان برده و فقیر و از امکانات تحصیل محرومند دو سه قرنی است که تقریبا « همة » مردم جهان فرزندان خود را از کودکی به « مدرسه » میفرستند تا « کسب علم » کنند و بتوانند در عرصههای زندگی « درآمد » داشته باشند و « بهتر و بیشتر و مرفّهتر » زندگی کنند. اما چرا هر قدر مردم جهان « باسوادتر و داناتر » میشوند « دروغ، خشونت، طلاق، دزدی، بیماری، افسردگی، جُرم و جنایت » هم « بیشتر » میشود؟
زیرا « عِلم » مثلِ « سِلاحی خطرناک » است که در دست افرادِ « خودپرست » نه تنها مفید نخواهد بود بلکه قطعاً « خودِ آن عالِم » را « فاسد » میکند و او نیز حتماً « جامعه » را به « فِساد » میکشد.
افراد « خودخواه » چون « عاقل و عاشق حقّ » نیستند با افزایش دانش، بیشتر از « حقّ » دور میشوند.
« علمی مفید و مقدّس » است که « عاملِ رشد و تعالی انسانیّتِ انسان » و « حیاتبخش » باشد.
اما « علمِ متکبّرین » عاملِ: « فقر، اختلاف طبقاتی، إضطراب، حرص، حسد، مرگ و ماتم » است.
قرآن این « گمراهی و فسادآفرینی عالمان خودپرست » را « سنّت ثابت و قطعی الهی » میداند:
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّـهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ ... (جاثیه/23)
(آيا نديدى آن را كه « هوسِ نفسانی » خود را معبود خودش قرار داد و خدا او را « با علم » گمراه کرد؟)
شاید الآن این ضربالمثل به ذهن خطور کند که: « چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا » اما این مثال درستی نیست زیرا « عالِم خودخواه » هم « خودش » و هم « جامعه » را به تباهی میکشاند.
« بلعم باعورا » أسم أعظم میدانست، « قارون » کیماگر بود، « سامری » با « بصیرتِ خدادادیِ » خود، « گوسالة دستسازش » را به عنوانِ « خدایِ جهان » به آن « قومِ سادهلوح » قالب کرد.
امروز نیز فراوانند عالِمنمایانی که إدّعا میکنند « عالِم سیاستند » و فقط آنها « زبان دنیا را میفهمند » و وقیحانه « دروغ » میگویند و « خیانتهایِ » خود را « إنکار » و آنها را « موفقیت » هم مینامند.
« عالِمان بیتعقّل و خودخواه » با تعطیلی « چشم و گوش و قلبشان » از هدایتِ الهی محروماند:
... خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْديهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ ... (جاثیه/23)
(... بر گوش و قلبِ خودپرست مُهر زد و بر ديدهاش پرده نهاد آيا بعد از خدا چه عاملى او را هدايت میکند؟ ...)
خدایا؛ یاریمان کن تا با تزکیه، عالِم و متواضع و عامل شویم و با علمِ خود مغرور و گُم و جهنّمی نشویم.