منظومه قرآني شماره ( 12 ) : { سوره: عصر (103) آيه: 1 تا 3 }
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * وَ الْعَصْرِ (1) إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ (2)
و در پایانِ کارِ (محاسبه و ارزیابی عملکردِ انسان) * (معلوم میشود که) انسان در زيانکاری است.
ـ بعد از مواجهه با انواع مشكلات، ناملایمات، مسائل و حوادثِ دروني و بيروني، « عَصْر » زمانِ حسابرسيِ کار روزانه و عملکردِ انسان در طول عُمر اوست که « عصارة» زندگيِ و وضعِ أبدی او مشخّص ميشود و او میفهمد که همة تلاشهایِ غیر عاقلانه و خودخواهانة او برایِ « کسبِ » ثروت، قدرت، شهرت و جلبِ نظرِ مردم « نابود » شده است.
ـ وضعِ كليِ انسان در 3 آیه با « في » بيان شده: 1ـ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ (تین/4)، 2ـ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ (بلد/4)، 3ـ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ (103/3) یعنی اولا: انسان توانمنديهایِ لازم براي قيام، مقاومت و استقامت و إحرازِ مقامِ خلافتِ خالقِ يگانه را در اختيار دارد.ثانيا: شكوفايي قابليتهايِ ذاتي و قِوام یافتنِ قوايُ دروني بشر، مستلزمِ « آزمایشِ » او در عبور از سختيها (كَبَد، كَدح، بلاء، فتنه، مصائب) است.ثالثا: خداوند هر لحظه نعمتهای لازم برای زندگی و فرصتهای ارزشمندی را براي شكوفايي انسان در اختيارش ميگذارد تا او جهان را بشناسد و وظائفش را در هر شرائطي عاقلانه و به موقع بفهمد و انجام دهد و راهِ حقّ را مؤمنانه و عاشقانه بپیماید تا غافل و زیانکار نشود.
إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْابِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ (3)
(همه در زیانکاری هستند) مگر آنها كه ایمان آورده و كارهاىِ مجاز و شايسته انجام داده
و همديگر را دائماً به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كردهاند.
ـ افرادِ عاقلي كه (در حال آزمایش بودن خود و وجوبِ) إطاعت از کلام الله و تبعیت از أولباء الهی را باور دارند و (برای نابودیِ فساد) هر کار صالحی را انجام میدهند و (با درکِ لزومِ نظارتِ همگانی)يكديگر را به (رعایتِ) حقّ (در گفتار و رفتار) سفارش میکنند و (برای مقاومت در برابرِ مصائب، حوادث و ناهمواریهای زندگی و مبارزه با نفس و شهواتِ و مدیریت غرائز خود و اطاعت از أولیاء الهی)يكديگر را به مقاومت و صبر فرا میخوانند فقط آنها از سقوط و زیانکاری و عذاب أبدي در أمان میمانند.
ـ اگر ايمانِ انسان زباني باشد و به باورِ قلبي تبدیل نشده باشد، خدعه و ادعايي پوچ و نشانة تعطیلی شعورِ انسان است و أعمال به ظاهر صالح او هیچ ارزشی نخواهند داشت: مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ ... (مائده/43)
ـ از إلقائاتِ جاهلان شیطانصفت اينست كه ايمان « أمري فردي » است در حالی که جهان « يكپارچه » و انسان ماهیتی « اجتماعی » دارد و « همة افرادِ بشر » خواه ناخواه « با يكديگر در إرتباطند » لذا مؤمن علاوه بر تكاليفِ فردي، وظائفِ اجتماعي هم دارد و برای استقرارِ عدالت، أمنیت و برافراشته شدنِ پرچمِ حقّ در جهان، باید مروّجِ ارزشهایِ الهی، تعالیمِ قرآنی و احکامِ شرعی در خانواده، جامعه و حافظِ میراثِ أنبيا، أولياء و شهداء راهِ حقّ باشد.
ـ تواصَوْا یعنی: « متعهّد کردنِ » دائمِ خود و همفكران به « رعایتِ تعالیم الهی حدودِ عقلی و أحکامِ شرعی. »
ـ نصیحت: « گفتاری برای خالص شدنِ دیگری » و « وصیت، متعهد کردنِ دیگری برای انجامِ کاری » است.
ـ حَقِّ یعنی: « هستی مطلق یا الله » و چیزی « دُرست و قطعی » که « حدود و تکلیف » افراد را معیّن میکند.
ـ 1ـ دينداري و یادآوریِ رعايتِ حدودِ الهي با مخالفتِ أهلِ باطل و مرفهين و سرمايهداران همراه است، 2ـ نتیجه همة تلاشها فقط در آخرت معلوم میشود پس بايد صبور بود و به صبر سفارش کرد تا خودمان إغفال و ناامید نشویم.
ـ انسان برای تعالی و تقرّب به خالق باید با جذّابیتهايِ فانی « آزمايش » شود و از هر تعلّق، وابستگی و دلبستگی به: ثروت، قدرت، شهرت، شهوت و رفاه بپرهیزد و در برابر مصائب، مؤمنانه و صبورانه مقاومت کند و ناامید و خسته نشود.
« خدایا؛ ما را در مؤمن و صالح بودن و حقّطلبی و سفارش به مقاومت موفق فرما و از زیانکاری برهان. »