نمایش پرسش شما

سلام و احترام بر استاد بزرگوار...

2026-09-20 04:33:52 بسته شده
شما

سلام و احترام بر استاد بزرگوار چندین سال است که کانال ها و آموزه های شما را دنبال می‌کنم ولی فکر می‌کنم خیلی جای کار دارم برای پیشرفت در زمینه هنر زن بودن. مثلا موردی که اخیرا متوجه آن شدم این هست که همیشه در عجله هستم، سریع آماده بشم برم دانشگاه، سریع غذا بخورم، سریع صحبت کنم و … طوری که بعضی وقتها میبینم روسریم رو درست سر نکردم و اومدم بیرون 🙈 از این ورژن خودم خیلی خسته شدم و فکر می‌کنم خیلی به دور از متانت و زنانگی هست😢 با عرض معذرت دانشجوی دکترا هستم( میدانم شما به تحصیلات دانشگاهی خیلی ایراد وارد میدانید) به هر حال شاید این هم بی تاثیر نباشد. چون همیشه اینطور نبودم، مثلا در دوران نوجوانی اتفاقا خیلی آرام غذا میخوردم . استاد عزیز مثل همیشه من رو از راهنمایی های ارزشمندتون بهره مند بفرمایید. توفیقاتتان روزافزون

پاسخ استاد غفرانی

سلام و رحمت الهی بر شما نورچشمی محترم. روانشناسان و مشاورین با روشهای مختلفی مردم را به آرامش دعوت می‌کنند اما أثر آرامش پیشنهادی آنها از یکطرف بسیار موقتی و ناپایدار است و از سوی دیگر به إنسانیت انسان آسیب‌های جبران‌ناپذیر وارد می‌کند، اما از نظر خالق علیم حکیم شما که در کلام الله بیان شده، تنها راه آرامشِ پایدار خصوصا برای بانوان، فقط انجام ازدواج اسلامی است. توصیه می‌کنم با مراجعه به وبگاه به آسمان نگاه کن چند جلسه مباحث ازدواج را بشنوید تا چرائی و ضرورت و برکات ازدواج و چگونگی ازدواج عاقلانه برایتان روشن شود.

شما

سلام مجدد برشما استاد مهربان ممنون از پاسخ حکیمانه شما،کاملا حرفتان را قبول دارم و اتفاقا همین امروز داشتم فکر میکردم که این تنهایی ریشه ی خیلی از استرس های من هست. اما فکر می‌کنم همین مسله هم به نوعی برای ازدواجم مشکل ‌و مانع ایجاد می‌کند. وقتی بقیه (چه خود پسر چه بزرگ‌تری که برای فرد دیگری دنبال دختر می‌گردد) ببیند یک دختر همیشه دست پاچه هست و طمانینه و آرامش زنانه لازم رو نداره ، این رو به عنوان ویژگی منفی تلقی می‌کنند و به نوعی عامل دفع و مانع ازدواج می‌شود باز هم تشکر از راهنمایی های خیر خواهانه شما

پاسخ استاد غفرانی

علیکم السلام. خانم دکتر محترم؛ لطفا نگذارید خیالبافی شما را از انجام مهمترین تکلیف الهی خود غافل و محروم کند. خیالپردازی همان عامل عجول بودن است. بکوشید با انس روزانه با کلام الله و دقت در إقامه نماز به موقع و ذاکر بودن، خود را به آرامش برسانید تا بتوانید همسر آینده خود را هم به آرامش برسانید. لبیک یا زهراء.

شما

تشکر فراوان بابت پاسخ مجدد شما استاد بزرگوار. لطفا راهنمایی بفرمایید منظورتان از خیالبافی چیست؟ مصادیق آن چه هستند؟ ممنون از راهنمایی های پدرانه شما، توفیقاتتان روزافزون

شما

سلام مجدد استاد عزیز برای اینکه بهتر منظور شما را بفهمم تا به لطف خدا مشکلم برطرف شود ؛ آیا خیالپردازی این هست که غرق فکر آینده بشوم و اتفاقاتی که دوست دارم بیفتد؟ یا اینکه به اتفاقات گذشته فکر کنم که مثلا کاش زمان صحبت با فلانی فلان حرف را زده بودم؟ یا اینکه کارهایی که باید انجام بدهم به ذهنم هجوم می آورند و مدام در ذهنم مرور می‌شوند ؟ فقط اولی خیالبافی هست یا همه اینها به نوعی خیالبافی هستند؟ باز هم تشکر فراوان از لطف و راهنمایی شما

پاسخ استاد غفرانی

علیکم السلام. قوه تخیل و خیال یکی از توانمندی‌های بسیار ارزشمندی است که خداوند به انسان عطا فرمود زیرا انسان با این قوه می‌تواند آموخته‌ها و خاطرات واقعی خود را در زمینه‌های مختلف در ذهنش آماده نگهدارد و در حین سخنرانی یا گفتگو با دیگران از آنها برای انتقال منظور خود از: شعر مناسب، آیه مناسب، خاطره مناسب، داستان مناسب، مثالهای مناسب، دلایل علمی و عقلی مناسب ... استفاده کند. انسان برای نقاشی و یا بیان هر چیزی باید آن را قبلا دیده، خوانده، شنیده و تجربه کرده باشد تا بتواند در ذهنش آن را دوباره تصور کند. این تصور إطلاعات گذشته را تخیل إنفعالی می‌گویند. اما انسان علاوه بر تخیل إنفعالی می‌تواند تخیل إختراعی هم داشته باشد یعنی تصویر چیزهائی را در ذهن خود بسازد که هرگز ندیده یا نشنیده و اصلا وجود ندارد. مثلا مرغی را تصور کند که 2 سر و گردن دارد، یا فنجانی را تصور کند که مثلثی شکل است و چند تا دسته دارد. خیالبافی و خیالپردازی، یعنی با کمک إطلاعات و خاطرات گذشته خود، آرزوهای غیر واقعی و تصورات إختراعی خود را در ذهنش مرور و برای آینده برنامه‌ای غیر واقعی را در ذهنش تصور و مهندسی کند و لحظات ارزشمند زندگی خود را هدر دهد. این برنامه‌ریزی ذهنی بر مبنای توهمات و تخیلات اختراعی همان خیالبافی هستند. مثلا افراد مجردی که برای فردای ازدواجشان اسیر خیالپردازی و ذهنیت غیر واقعی هستند و تحت تأثیر فیلمها و سریالها برای آینده خود در ذهنشان کاخی رؤیائی می‌سازند وقتی ازدواج می‌کنند بهت زده می‌شوند و همه کاخهای خیالی ذهنی آنها یکباره فرو می‌ریزد و خود را بدشانس و بدبخت می‌پندارند و اکثرا افسردگی پیدا می‌کنند و با خودشان می‌گویند: چی می‌خواستیم چی شد و از ازدواج خود پشیمان می‌شوند.

خانه
مقالات
دوره ها
اطلاعیه ها
ورود