استاد محترم عرض سلام پاسخ شما بزگوار!ر را خواندم مشکل من این است که ایشان برای درآمد خانه هیچ قدمی بر نمی دارد و وقتی من ۲ هفته پیش از مشهد امدم بنده خدمتم را داشتم و ایشان سید الشهدا را قسم خوردند که کار کنند و به مخارج منزل کمک کنند اما هیچ کاری نکردند و با وجود اینکه می دانند کفگیر به ته دیگ خورده یکشنبه پیش بعد از گریه های من رفتند پیش مادر و ۲ روز بعد آمدند و کلی وسایل حتی حوله ی خود را بردند و علی ماند وحوضش مادرشان می توانستند کمک حالمان باشند وپسرشان را راهنمایی کنند اما بیشتر ماندن پسرشان تشدید پیدا کرد حالا چه کنم استاد؟؟؟؟؟ من درکی نسبت به خودم از طرف همسرم نداشتم حتی دخترم به خاطر کتک ها و نامهربانی هایی که از طرف پدرش دیده از اتاق بیرون نمیاد و........
علیکم السلام. خانم محترم؛ تصور کنید اگر ایشان برادر شما و فردی بازنشسته بود و زن برادر شما برای خودش درآمد داشت و به تنهائی مسافرت میرفت و بیشترین انرژی او برای بچههای مردم و بچههای خودش صرف میشد و جز نق زدن و غر زدن و انتقاد و اعتراض و نیش و کنایه و مقایسه و تحقیر و ایرادگیری و معلم بازی هیچ تلاشی برای دلربائی و جذب برادر شما نداشت، برادر شما چرا برای رفاه بیشتر خانمش باید دنبال کار و درآمد دیگری میرفت؟ وقتی زن هیچ تلاشی برای آرامش و تکریم شوهرش انجام نمیدهد و آن شوهر هیچ لذتی از با او بودن نمیبرد او با چه أنگیزهای باید به دنبال رفاه بیشتر آن خانم باشد؟ بانوی محترم؛ وقتی شما تعهدات خود را به عنوان زن ایشان نمیشناسید و به آنها عمل نمیکنید چرا توقع دارید همسر محترم شما به خودش زحمت تلاش بیشتر را بدهد؟آیا چادری بودن، نماز خواندن، زیارت رفتن برای مسلمان بودن کافی است؟ به عنوان یک مسلمان چقدر با زبان شاکر و عملا قدردان نعمتهای فراوان خود هستید؟ آیا فرزندان شما که از خشونت پدر میترسند شما را فرشته نجات خود میدانند و با شما هیچ مشکلی ندارند؟ در هر حال شکایت کردن و ایراد دیگران را فهرست کردن کار سختی نیست، اما هنر انسان عاقل مؤمن اینست که میم را از ابتدای مـــــشکلات بردارد و زندگی را شیرین کند. لطفا اگر معلم موفقی هستید به همسر محترم و به فرزندانتان عملا بیاموزید که میتوانید مشکلگشا و حلال مسائل پیچیده باشید.