سلام آقای غفرانی وقت تون به خیر سوالی ازتون دارم لطفا خودتان را جای منِ خانم بگذارید سپس پاسخ دهید؛ سپاس فراوان. آیا من اگر با مانتو عبایی بلند بسیار گشاد پوشیده مشکی همراه با مقنعه بلند مشکی برای امور ضروری مانند وقت دکتر از منزل خارج شوم درحالی که همسرم بگوید راضی نیستم بدون چادر بروی ، من باید حرف ایشان را معیار قرار دهم یا حدودی که خدا تعیین کرده و برای زن سختی نمیخواهد ؟ کدام ؟ این را هم در نظر بگیرید که سختگیری بیش از حد همسرم سبب دلزده شدن من از دین دارد میشود
علیکم السلام. 1ـ لطفا خود را جای فردِ پرستار، جراح، آتشنشان، خلبان، مهماندار، هلال أحمر، افسر دریائی، هوائی، زمینی، تکاور، نیروی انتظامی ... قرار دهید و بپذیرید که « طرح و رنگ و خصوصیات لباس » افراد باید از « دو جنبه » رعایت شود: اول: نظر شرع، دوم: نظر کارفرما. 2ـ شما با خطبه عقد (که متأسفانه عاقد به جای شما خوانده و شاید محتوای آن را ندانید) از همسر محترمتان « تقاضا » کردهاید که همه هزینههای هنگفتِ مسکن، تغذیه، پوشاک، رفاه، تفریح، درمان و غیره شما را تأمین کند و منقابلا شما هم پذیرفتید و متعهد شدهاید که با همسرتان در همه زمینههای زندگی « هماهنگ » باشید. 3ـ باید باور داشته باشید که همسر محترم شما با اینکه ممکن است اشتباه یا افراط کند اما قطعا « دشمن » و « بدخواه » شما نیست و خواسته او « خلاف عقل و شرع » هم نیست. 4ـ اینکه نوشتید: خداوند سختی را برای هیچ زن و مردی نمیخواهد، برداشت درستی از آیه قرآن نیست زیرا همه زندگی آن هم هر لحظه پر از چالش، سختی و انواع مصیبت و سختی است. اصلا خداوند انسان را در « کبد » و در « مجموعهای از خوف، جوع، نقص اموال و أنفس و ثمرات » و إبتلائات و بأساء و ضراء آفریده است. ترجمه درست « آیه 185 سوره بقره » اینست که خداوند « توقف در سختی » را برای شما نمیخواهد. سختی بالا رفتن از پلههای » هر آپارتمانی برای رسیدن به « آرامش منزل » و محل « سکونت » است. 5ـ اگر عاقلانه مسلمان و « تسلیم تعالیم و أحکام خالق خود » شده باشید « رفتار هیچ مخلوقی » هرگز نباید شما را نسبت به دینداری فطری و فطرت دینی شما سست کند. 6ـ اگر در گفتار و رفتار و اخلاق همسرتان (که مثل کارفرما و میزبان شماست) « ایرادی » میبینید باید با هنر هدایت نامحسوس و پرسشهای مناسب و جهاد همسرداری، (مثل یک کارمند مؤدب و یک مهمان شیرینزبان) چنان عقلانیت، اراده، ایمان و نگاه ایشان را هنرمندانه « إصلاح » کنید که بدون دلخوری و کدورت و قهر و ناراحتی به « تفاهم و توافق و همدلی و همراهی » برسید. برای موفقیت در این هم سری و هم راهی و هم آهنگی با همسرتان باید حتما « مدرک » خود را فراموش کنید تا بتوانید « توانمندیهای عظیم و جذاب زنانه » خود را به طور « طبیعی » ابراز کنید و از زندگی خود لذت ببرید و به سعادت اخروی برسید. امیدوارم در خودشناسی و خداباوری و زندگی عاقلانه و همسرداری مؤمنانه و بندگی عاشقانه موفق و مؤید باشید.
سلام اینکه فرمودید : « طرح و رنگ و خصوصیات لباس » افراد باید از « دو جنبه » رعایت شود: اول: نظر شرع، دوم: نظر کارفرما. طبق چه مستند و منبعی شما شوهر را مثل کارفرما میدانید؟ اگر شوهر کارفرما است پس زن چیست؟؟؟
علیکم السلام. بانوی محترم؛ متأسفانه غالب افراد بدون خودشناسی و بدون فهم معنای ازدواج و چرائی ازدواج وارد این « پیوند آسمانی » میشوند و خیلی زود در مقابل مشکلات زانو میزنند. ازدواج با خطبهای که « عروس » میخواند شروع میشود و با « قبول داماد » رسمیت قانونی پیدا میکند. عروس میگوید: من خودم را بر مبنای صداق معلوم به زوجیت شما درآوردم، داماد هم میگوید: این زوجیت را پذیرفتم. در واقع عروس متعهد میشود که خود را « وقف آرامش بخشیدن » به شوهر کند و داماد هم میپذیرد که « آسایش زن » را حتی الإمکان تأمین نماید. پس با خواندن خطبه عقد (که متأسفانه مثل افراد بیسواد خودشان آن را نمیخوانند و یک عاقد به جای آن دو آن را میگوید) عروس و داماد وارد یک « شراکت و معامله و قرارداد » میشوند که زن موظف به « تمکین » و داماد موظف به « تأمین » است. شبیه کارمند و کارفرما یا شبیه مهمان و صاحبخانه. لطفا شما که کارشناسی ارشد دارید (و سایر أعضاء محترم گروه) بفرمائید از منظر شما « نقش » زن و شوهر بهتر است چگونه باشد؟