سلام خواستگاری داشتم ۸ ماه بزرگتر از خودم میگفت در جوانی اش ۳ بار مشروب خورده و رفیق های بد داشته یکدفعه تصمیم میگیره راه دیگه ای بره و میذاره کنار رفیق هاش رو و مشروب رو و عاشق امام حسین علیه السلام میشه و الان بسیار زیاد مداحی آقای ذاکر گوش میکنه و دوست داره و همدم تنهایی هاشه اهل سیگار نیست و بقیه را هم در مغازه اش منع میکنه از سیگار میگفت اولین باره داره با یه دختر تنهایی حرف میزنه باقی خصوصیات: نماز میخونه اول وقت اما نماز صبح میگه خسته ام پا نمیشم. البته تلاشی هم برای بیدار شدن نمی کنه و به من میگفت دوست داری صبح زود برم سر کار پول دربیارم یا نماز بخونم دیرتر برم سر کار؟ ...بدون اینکه منتظر جواب من بمونه ... و مرجع تقلید نداشت میگفت من خودم هستم و خدای خودم میگفت آخوندها رو قبول نداره کلا سطح سواد پایینی داشت(دیپلم) همیشه فقط زحمت پول درآوردن و کار کردن کشیده به قول برادرم که میشناسش میگه آدم بدبختیه سطح سواد پایینی داره و همزمان زیاد حرف میزنه و همه میگن و قبول دارن پُرچونه است یه بار به من گفت شما بعد از ازدواج میای تحت سلطه ی من و من تعجب کردم از حرفش و با خودم گفتم نه حتما کلمه دیگه ای میخواسته بگه گفته سلطه روز بعد ازش سوال کردم با قاطعیت گفت دوست داری من خرج تورو بدم یا خودت؟ گفتم شما گفت پس میای تحت سلطه ی من به همین راحتی آخوندهارو قبول نداشت جز آقای صادق شیرازی میگفت من بهش میگم سید نمیگم آخوند و چون آخوندها را قبول نداره مسجد و نماز جماعت هم نمیره به دلیل خصوصیت سلطه گری قصد رد کردن داشتم و به مادرم گفتم دیگه زنگ زد بهش بگو اما مادرم نگفت و یکبار دیگه هم آمد و جلسه آخر نمیدونستم چی بگم نمیخواستم خودم بهش بگم جوابم منفیه گفتم کار خونه وظیفه زن نیست و او گفت یعنی چی؟! پس کار زن چیه؟ اگه کار خونه وظیفه زن نیست پس کار بیرون هم وظیفه مرد نیست و خلاصه گفت من میرم هر وقت شما خواستین میام جلسه آخر حتی به من گفت مگر مادر شما لباس های شما را نمیشوره؟ و من متعجب پیش مشاور رفتن بعد از ازدواج را نمی پذیرفت و میگفت چطوری مسائل خصوصی رو بریم به یکی دیگه بگیم؟! بیش از دوسال از آن موقع گذشته و من دوره دکتری را هم شروع کرده ام چند هفته ای هست گروه شمارا دیدم و اینکه وظیفه است ازدواج و اولین گزینه ای به ذهنم آمد متاسفانه همین ایشون هست به نظرتون بهش فکر کنم؟ چندماه قبل بازم به برادرم پیامی داده
علیکم السلام. نباید سطح سواد مرد کمتر از زن باشد. ایشان إحساسات مذهبی پیدا کرده اما تعهدی نسبت به خالق خود و به أنبیاء و أولیاء و مسائل شرعی ندارد و نباید فریب حرف او را خورد. اینکه نماز صبح را با درآمد خود مقایسه کرده نشانه ضعف در عقلانیت و بلوغ ایشان است. ظاهرا ایشان نمیتواند کفو شما بانوی متدین باشد و شما نباید از روی ترحم با او ارتباط برقرار کنید زیرا از ازدواج تحمیلی بدتر است. البته به نظر میرسد شما هم از ازدواج اطلاعات روشنی ندارید. لطفا در وبگاه به آسمان کن مباحث ازدواج را بشنوید و با چشم باز وارد این پیمان مقدس شوید.