« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 84)
انسان مخلوقِ پیچیدهای است که « زوایائیِ »،« مخفیتر » از « أسرار » فردی دارد.
قرآن چند بار و با تأکید به ما « هشدار » میدهد که « همة مخلوقات » در « دنیا » (مثلِ کارتهایِ بانکی) « دو جنبه » دارند، یک « جنبة ظاهری و مادی و محسوس » در « بیرون » که « ارزشِ أبزاری » دارد، و یک « جنبة باطنی و غیر مادی و نامحسوسِ درونی » که « قدرِ و ارزشِ اصلی » آنهاست:
... قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً (طلاق/3) إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ (قمر/49)
بنابراین « تنها آزمونِ » انسان اینست که آیا با « قدرشناسی »،« شاکر » و « أهلِ بهشت » میشود،
یا با « قدرنشناسی » و « رفتارهایِ جاهلانه و خودخواهانه »،« کافر » و « لایقِ جهنّم » میشود:
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ .... نَبْتَليهِ ... (2) إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (إنسان/3)
پس انسان علاوه بر « مراقبت از پاکیزگی و سلامتِ قالبِ ظاهریِ » خود، « باید » آن « قدرِ بالقوّه » و « توانائیهای معنوی و قابلیتهای باطنی و ظرفیتها و لیاقتهایِ پنهانیِ » خود را نیز عاقلانه و به موقع « بشناسد » و مؤمنانه از آنها « مراقبت » نماید و آنها را در « فرصتِ مناسب » و طبقِ تعالیمِ الهی « إبراز » و « شأنِ إنسانی و مقامِ ملکوتی و أشرفِ مخلوقات بودنِ » خود را « إثبات » کند.
نکتة مهم اول: « همة مردم » بر مبنای نحوة برخورد با « قدرِ خود » به دو گروه تقسیم میشوند:
گروه اول: افرادیند که عاقلانه و مؤمنانه « قدرِ بالقوة خدادادیِ » خود را « باور » دارند و در فرصتهایِ مناسب آنها را « طبقِ نظرِ خالقِ » خود « إبراز و إظهار » و خود را شکوفا و از خداوند « تشکّر » میکنند.
گروه دوم: افراد زیادی « از خود غافل » هستند که به خاطرِ « جهالت و ظاهربینی، سطحینگری و دنیاگرائی »،« توانائیهایِ خدادادیِ » خود را إبراز « نمیکنند » و « بُخل » میورزند و « کافر »اند:
الَّذينَ يَبْخَلُونَ ... وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ عَذاباً مُهيناً (نساء/37)
نکتة مهم دوم:انسان میتواند « رازها و أسرارِ » خود را از مردم « پنهان » کند اما هیچ انسانی نمیتواند « نفاقِ قلبیِ » خود را برای همیشه « مخفی » نگهدارد زیرا « نظامِ عادلانة الهی » با « إحاطة » بر « زوایایِ پنهانِ » مردم، آنها را « آشکار » و منافقینِ (مثلِ: طلحه، زبیر، شمر، عُمر سعد) را « رسوا » میکند.
لذا قرآن « هشدار » میدهد که « خداوند، همة زوایایِ مخفیتر » از « أسرارِ » همة مردم را میداند:
... فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى (طه/7)(.... پس او رازهایِ نهان و مخفیتر ـ از آنها ـ را هم مىداند.)
« ای خدایِ محیطِ بر همة زوایای پنهانِ ما، ما را از رسوائیِ نفاق حفظ کن و عاقبتِ ما را ختم بخیر بفرما. »