« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 37)
هشدار: مبادا« احساسِ بزرگی » کنید زیرا « سقوط » شما « قطعی » است.
از « خطراتِ خیلی مهمّ » پیش رویِ « انسان » در « دنیا » که « همة شیاطین » او را با آن از مقام انسانی « سرنگون » میکنند، ایجاد احساسِ « خودبزرگبینی و توهّمِ رستگار بودن و غرور » است:
... اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ ... (أنعام/71)
(... شياطین او را به سقوط و سرگردانی در زمین کشاندند ...)
متأسفانه در طول تاریخ « فراوانند » افرادی که به « مراتبی از رشد » و « مراحلی از ایمان » رسیدند و « راهِ هدایت » را یافتند و حتّی به « قلّه » هم نزدیک شدند، اما « شیاطین » توانستند آنها را گرفتارِ « توهّمِ » رستگار بودن و احساسِ خودبزرگبینی و غرور و تکبّر نمایند و باعثِ « سقوط » آنها شوند.
نکتة مهم اینست که این « سقوطِ وحشتناک » مخصوص آنهائی است که در حال « صعود » هستند!!!
زیرا « بدون بالا رفتن از هر نردبانی »،« غرور » رخ نمیدهد و امکان « سقوط » فراهم نمیشود.
لذا قرآن « این فاجعه » را « 90 بار » به « مذهبیها » با عبارتِ « الَّذينَ آمَنُوا »،« هشدار » میدهد:
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ... (منافقون/3) إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ... (نساء/137)
« اسْتَهْوَتْهُ » یعنی: « عاملِ اصلی هر سقوطی » فقط « پیروی از هوا و هوس و نفسانیّت » است و « شیاطین » هم با « علم به همین نقطه ضعفِ بشر » او را به « سرگردانی = حیران » میکشانند.
لذا خداوند به « هر گویندهای (تلاوتکنندهای) » دستور داده تا « داستانِ بلعم باعورا » را به مردم بگوید:
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوينَ (175)
وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ ... فَاقْصُصِ ... لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (اعراف/176)
(و خبر او كه آياتمان را به او داديم را به آنها بگو كه آنها را از خود جدا کرد پس شيطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد و اگر او را لایق مىدیديم قدرش را با آن آيات بالاتر مىبرديم اما او به زمين چسبيد و پیرو هواى نفسش شد ... پس اين را حكايت كن تا آنها بينديشند.)
سئوال: آیا « خداوند » این افرادِ « مغرور و متکبّر و خودبزرگبین » را به حال خود « رها » میکند؟
پاسخ: « خیر »، خداوند برایشان « اطرافیانی » قرار داده که آنها را به « هدایت »،« دعوت » میکنند:
... لَـهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَـهُ إِلَى الْهُدَى .... (أنعام/71)
خدایا؛ ما از « کِبر و عُجب و حِماقت » به « تو پناه میبریم »:
نَعوذُ بِاللهِ مِن الکِبر و العُجب و الحِماقَه. (از بیاناتِ حضرت أمیرالمؤمنین/غررالحکم/ح:555)