« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 20)
« قیمتِ شما »،« چقدر » است؟
اگر انسان « عاقل » نشود و « مبدأ و مقصد و توانمندیها و نقش و مأموریت و كرامتِ » خودش را نشناسد، هرگز نمیفهمد که خالق جهان به « بالاترین قیمت ممکن » خریدار اوست، در نتیجه:
عاقلانه زندگی نميكند و برای « مُزدی اندک »،« هر تخلفي » را براي « هر ظالمي » انجام ميدهد.
لذا « ساحرانِ » زمان فرعون برای « شکستِ » حضرت موسی علیه السلام از فرعون ستمگر پرسیدند:
اگر ما پیروز شویم « مزدی فانی » به ما میدهند؟ ... قَالُوا: ... أَئِنَّ لَنَا لأجْرًا؟ ... (شعراء/٤١)
اما همان ساحران وقتی عاقلانه « آیت الهی » را میبینند و حق و باطل را تشخیص میدهند و اقتدارِ خدا را میفهمند، چنان منقلب و عاشقش میشوند که سر بر آستانش میسایند و سفیران او را باور میکنند:
.. فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ (٤٥) فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ (شعراء/٤٦)
قَالُوا: آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ (٤٧)رَبِّ مُوسَى وَ هَارُونَ (شعراء/٤٨)
اولین ثمرة این تحول قلبی اینست که دیگر از هیچ تهديدی نمیترسند. لذا وقتی فرعون متکبّر آنها را به بدترین شکنجه تهدید کرد، آنها از انقلاب قلبی و عشق عاقلانه و شوق مؤمنانة خود سخن گفتند:
قَالَ: .. لأقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لأصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ (شعراء/٤٩)(أعراف/124)
قَالُوا: لا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ (شعراء/٥٠)
ثمره دوم این انقلاب قلبی اینست که انسان دیگر هیچ مزدي جز لقاء الهی نميخواهد و با فعّال شدن عقل و فطرتش، خداباور و آخرتنگر و شیرینزبان نیز میشود. ساحران به آن کدخدای متکبر گفتند:
قالُوا: لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذي فَطَرَنا
فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا (72) ... وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى (طه/73)
ثمره سوم این تحوّل اینست که آن شخص خودش « سفیر خدا » میشود. آنها به فرعون گنهکار گفتند:
إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فيها وَ لا يَحْيى (طه/74)
وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى (75) جَنَّاتُ عَدْنٍ ... (طه/76)
ثمره چهارم: تحول قلبی به انسان امید میبخشد. آنها گفتند: ما امیدواریم خدا خطاهای ما را بیامرزد:
إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ.