« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 137)
« نشانة » انسانی که دائماً « تعقّل » میکند چیست؟
تقریبا « همة حیوانات » در همة عمرشان « فقط » به « نیازهایِ غریزیِ خود » میپردازند و به همنوعِ خود توجّه مفیدی ندارند. انسان نیز در « کودکی » فقط به خوردن، خوابیدن، بازی و نیازهایِ « خودش » میپردازد و نه تنها توجّهی به دیگران ندارد بلکه دائماً و در هر زمینهای باید « مراقبت و نصیحت » شود.
اما او با ورود به جامعه یکباره « دلسوزِ دیگران » میشود لذا أکثر مردم در هر امری « إظهار نظر » و به عنوان: زن، شوهر، پدر، مادر، روانشناس، جامعهشناس، سخنران مذهبی، مسئول سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را « وکیل و قیّم » مردم میپندارند و در امور دیگران « دخالت » و بدون هیچ مجوزی به حریم آنها « تجاوز » و « نظرِ فردی و غیرِ قانونی » خود را به آنها تحمیل و از طرفِ آنها « تصمیم » میگیرند.
در حالی که خداوند حتی به « رسول أکرم » صلی الله علیه و آله میفرماید: حتی « تو وکیل مردم نیستی »:
إِنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ
فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكيلٍ (زمر/41)
(ما اين كتاب را براى هدایتِ مردم به درستی بر تو جاری کرديم پس هر كه هدايت را پذیرفت به سود خود اوست و هر كه نپذیرد (و بخواهد گم شود) تنها به زيانِ خودش گُم مىشود و تو وكيلِ آنها نيستى.)
پس با این که أنبیاء الهی صلوات الله علیهم و کتابهای آسمانی، انسان را « أشرف مخلوقات و خلیفة خدا » مینامند و با این که « جهاد و أمر به معروف و نهی از منکر » را نیز بر او « واجب » میدانند اما هرگز به انسان إجازه تجسس در « امور شخصی » و دخالت در امور « هیچ فردی » را به او نداده و نمیدهند:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا؛ ... لا تَجَسَّسُوا ... (حجرات/12)
قرآن صریحا به أهل ایمان أمر میکند که فقط « مراقب » گفتار، رفتار، اخلاق و مواضع « خود » باشید:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا؛ عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ ... (مائده/105)
(اى أهلِ ايمان فقط به خودتان بپردازيد زیرا اگر هدايت را پذیرفته باشید هیچ فرد گمراهی به شما ضرر نمىزند ...)
لذا خداوند معترضانه از مذهبیها میپرسد: شما که مردم جهان را به « بهترین روابطِ اجتماعی » دعوت میکنید و کتابِ آسمانی را میخوانید، پس چرا « خود » را فراموش میکنید و با آن « تراز » نمیشوید؟
أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ؟ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ؟ (بقره/44)
پس انسانِ عاقل « قبل » از هر « فعالیتِ اجتماعی » ابتدا باید « خود » را با کلام الله تراز و تنظیم کند.
« خدایا؛ یاریمان کن تا إصلاحِ گفتار، رفتار، اخلاق و مواضعِ خودمان را بر إصلاح دیگران مقدّم بدانیم. »