« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 1)
« زمینِ آزمایش » انسان در دنیا، « مسطح » است،
و هیچ « قلّه » یا « پرتگاهی » ندارد.
اما اگر انسان از « مبدأ و معبود » و « مقصد و مقصود »،
و در نتیجه از « وظائفِ » خود « غافل » شود،
و بخواهد برای « برتریجویی » نسبت به مخلوقات دیگر،
از « کوهِ خیالی: مدرک، ثروت، قدرت، شهرت، شهوت، عناوین و لذّتهای دنیایی »،
« بالا برود »،
خداوندِ رحمان، « امکاناتِ لازم » را برای او فراهم میآورد،
اما طبق « سنّتِ ثابتِ » الهی، وقتی به « قلّة خیالیِ » خود رسید،
چارهای ندارد جز اینکه در « پرتگاهِ تأسّف و حسرت و ذلّت و زیانکاری »،
« سقوط » کند:
« فَلَمَّا نَسُــــوا مَـا ذُكِّـــرُوا بِــهِ »
(پس وقتى آنچه را که به آنها تذكر داده شده به فراموشی بسپارند،)
« فَتَحْــــنَا عَلَيْهِمْ أَبـْوَابَ كُـــلِّ شَىْء »
(درهاى هر امکان و نعمتی را ما برای آنها میگشائيم،)
« حَتَّى إِذَا فَرِحُــــوا بِــمَا أُوتُــــوا »
(اما وقتى به آنچه به آنها داده شده بود خوشحال و سرگرم و سرمست شدند،)
« أَخَذْنَـــاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُّبْلِسُونَ » (أنعام/44)
(یکباره همة آن امکانات را از آنها میگیریم پس در آن زمان جز نااميدی راهی ندارند.)