منظومه شماره ( 22 ):{ سوره: بلد (90) آيه: 1 تا 10 }
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ (1) وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ (2) وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ (3)
سوگند نمیخورم به اين سرزمین * در حالی که تو در آنى * و آن پدر و آنچه را او متولّد کرد.
ـ لا أُقْسِمُ: در قرآن 8 بار تکرار شده و إبلیس برای فریب آدم قسم خورد: وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحينَ (أعراف/21) قَسَم (همریشه با قسمت) یعنی: اگر دروغ بگویم هیج سهمی از رحمتِ الهی نداشته باشم لذا خداوند نيازی به قسم ندارد.
ـ ظاهراً قَسَم یک تعهّدِ فردی و تحلیف یک تعهّدِ صنفی (مثلِ تحلیفِ پزشکان و مسئولین) و أیمان پیمانِ جمعی است.
ـ هذَا الْبَلَدِ: ظاهراً منظور مكّه است زیرا محلِ سکونتِ حضرتِ آدم و حوا و محلِ اولين بیت بوده و اولین معبَد است.
ـ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا: چون تو (کاملترین انسان و أشرف أنبیاء و المرسلین در) اینجا هستی پس قداستِ اینجا نیازی به قَسَم ندارد.
ـ شاید منظور از والِدٍ حضرت آدم یا حضرت ابراهيم و منظور از ما وَلَدَ حضرتِ اسماعيل و نسلِ مطهّرِ ایشان باشد.
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَدٍ (4) أَ يَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ (5)
همانا انسان را در رنج آفريدهايم * آيا میپندارد قدرتی هرگز بر او (نظارت و مدیریت و) تسلّط ندارد؟
ـ كَبَدٍ: محلِ رنجها و سختیها برای رشد و غربال شدنِ افرادِ بشر. (کبِد: آشپزخانه بدن و محلِ جداسازیِ سم و صفراء از غذا.)
ـ همة افرادِ بشر با انواعِ إبتلائات، مصائب، موانع، فراز و نشیبها، داد و ستدها و حوادث ظاهرا تلخ و شیرینِ طبیعی و غیر طبیعی، دائماً در حالِ آزمایش و غربال شدن هستند و برای بهشتی یا جهنّمی شدن از هم تفکیک میشوند.
ـ حضرت أمیرالمؤمنین صلوات الله عليه مىفرمايند: دنيا سرائى است كه با بلاء عجين شده است: « دارٌ بالبلاءِ محفوفةٌ »
ـ افرادِ أسیرِ ظاهربینی و سطحینگری میپندارند که رها هستند و هیچ قدرتی بر آنها تسلّط ندارد. (در حالیکه همة مخلوقات و همة عناصرِ کوچک و بزرگ جهان، البته بطور نامرئی، دائما تحتِ نظارتِ نظام حکیمانه و تابعِ إرادة الهیهستند.)
يَقُولُ: أَهْلَكْتُ مالاً لُبَداً (6) أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ (7)
(آن متوهّم خیالباف) میگويد مال فراوانى را تباه كردم. * آيا او میپندارد كه فردی او را نديده است؟
ـ ظاهربینِ جاهلِ و کافر با توهّم رها بودن همة توانائی و امکاناتِ خود را علیه حقّ به کار میگیرد (اما بعد از مرگ با باز شدنِ چشمش) میگوید: يَقُولُأَهْلَكْتُمالِ زیادى را علیه نظامِ حقّ و حقّطلبان هدر دادم. (اما جز حسرت نفعی نبردم.)
ـ لُبَداً: (لبّاده: لباسی ضخیم از نمد): پشمِ متراكم. مالاً لُبَداً: ثروتِ متراکم و فشرده در بانک، بورس، طلا، أرز، املاک ...
ـ ظاهربینِ کافر علاوه بر إحساسِ تنهائی، با توهّم خودبرتربینی میپندارد تحتِ نظارتِ دائمِ خداوند » نیست، لذا میپندارد با مکرِ خودخواهانه و أحمقانة خود میتواند با نظامِ حکیمانة الهی بجنگد و نورِ حقّ را خاموش کند.
أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ (8) وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ (9) وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ؟ (10)
آيا 2 چشم به او نداديم و زبان و 2 لب را و هر 2 راه (حق و باطل و دنیا و آخرت) را نشانش نداديم؟
ـ انسان (بر خلافِ حیوانات که ظاهربینند) 2 چشمِ ظاهربین و باطنبین دارد و مىتواند ببیند که در حالِ دیدهشدن است.
ـ النَّجْدَيْنِ: یعنی: 2 مسیرِ مرتفع با 2 پایانِ مشخّص. (پیمودن هر دو راه حق و باطل سختی و مشکلات خود را دارند.)
ـ « زبان و 2 لب »،عواملِ تکلّم و مخصوصِ انسان و برای إبرازِ نیازها، شکر، سپاس و بیانِ حقایق هستند.
ـ چشم و زبان و لبِ انسان مىتوانند عاملِ رشد و کمال و خير یا: عاملِ خودنمائی، تفاخر، خدعه و شر باشند
ـ بهترين راهِ دعوتِ مردم به تفکّر، تعقّل و خداباورى، طرح پرسشهای مناسب است: أَ لَمْ نَجْعَلْ ...
« خدایا؛ ما را از ظاهربینی برهان و به آخرتنگری برسان تا زندگیمان را با کلامِ تو تراز کنیم. »