منظومه قرآني شماره ( 2 ): { سوره: فلق (113) آيه: 1 تا 5 }
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1)
بگو پناه مىبرم به مدیر و مدبّر شکفتگی.
ـ أَعُوذُ: دائماً به « ربوبیّتِ الهی » پناه میبرم زیرا فقط او را « فالق، زارع و شکوفاکنندة هر چیز » میدانم تا با « توهّم و تکبّر » آلوده به « تخلّف و گناه » و « مانعِ » رشد خودم و دیگران نشوم و « عاملِ » شرارت نباشم. زیرا من دائما در معرضِ « 4 شر » و این « اشتباه بزرگم » که رویش هر چیزی را « از خدا نبینم و از او ندانم. »
ـ فَلَقِ: « شکفتگیِ توانمندیهایِ عظیم و بالقوه در همة مخلوقات و وسعت یافتنِ » آنهاست که « ربِّ » در شرائط مناسب، ذره ذرة اتمها و مولکولهای نور، هوا و غذا را در بدنِ ما، حیوانات و گیاهان میشکافد و خاک، باد، آب و نور را با إرادهای عالمانه و حکیمانه به حرکت در میآورد و با آنها به ما « انرژی » میدهد و ما را با آنها میپروراند.
1ـ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ (2) 2ـ وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ (3)
از شر هر چه پديد آورده * و از شر تاريكى وقتی که همه جا را فراگيرد.
ـ شرِ اول اینست که: « والدین، فلقِ فرزندان »،« مدرسین و معلمین، فلقِ طلاب و شاگردان »،« زارعین و باغداران، فلقِ گیاهان و میوهها »،« دامداران، فلقِ دامها » و « مکتشفین و مخترعین، فلقِ عناصرِ طبیعت » را از « خود » بدانند یا « مستقل » بپندارند و با « نفسانیّت، توهّمِ مالکیت، غرور، تکبّر و بُخلِ خود »، مرتکبِ « انواعِ گناه » شوند.
ـ « شرّ وجود ندارد » بلکه « توهّم و پندارِ افرادِ ظاهربین و سطحینگراز مشکلاتِ زندگی » است، در حالیکه « سختىها و مشکلات »،« عاملِ شکوفائی استعدادها » و « بروزِ صبر و مقاومت و تكامل انسان » هستند:
دربارة جهاد: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ ... عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ ... (بقره/216)
درباره بانوان: وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً (نساء/19)
ـ شرِ دوم: « غاسِق » و آنهائیند که با « شایعاتِ دروغ » فضا را « تاریک » و مردم را « کُور و ناامید » مىکنند.
ـ وَقَبَ: وقتی است که تاریکیِ (جهالت، حیرت و ضلالتِ عوام و قدرتطلبی و فسادِ خواص) همة « جامعه » را فرا میگیرد.
ـ « شب » زمان بندگى است: « يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ » اما افرادِ شرور در آن توطئه میکنند: « مِنْ شَرِّ غاسِق »
3ـ وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ (4) 4ـ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ (5)
و از شر دمندگانِ افسون در گرهها * و از شرِ حسود وقتی حسد ورزد (و حسادت را ابراز کند.)
ـ الْعُقَد: « هر پیمان، قرارداد، اعتقاد و باوری » است که عاملِ « همبستگی و همدلی » میان مردم میشود.
ـ شرِ سوم « نَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَد » هستند آنها که با إلقاء شبهات و تحریف وقایع و تحلیلهایِ غلط، « عقلانیت » را تضعیف، « أذهان » را آشفته، « همبستگی » را « متزلزل » و مردم را به « اختلاف و طلاق و تفرّقه » میکشانند.
ـ شرِ چهارم « حسادت » است که « افرادِ خودکمبین » را به « مقایسة خود » با « ظاهرِ » دیگران میکشاند و آنها « تنبلی، قصور و تقصیرِ خود » را « توجیه » میکنند و با « نارضایتی » از موقعیت دیگران، « مانعِ رشدِ » خود و آنها میشوند و یا مانند « قابیل » به خاطر همین احساسِ حقارت و حسادت حتّی برادر خود را « میکُشند. »
ـ « مهمترین شرور » عبارتند از: 1ـ « شرِ مستقل پنداشتنِ خود یا دیگران »، 2ـ « شرِ فتنههایِ پنهانی »، 3ـ « شرِ تبلیغات مزدوران و رسانههاىِ شیطانی. » 4ـ « شرِ حسادتها و رقابتهاىِ جاهلانة نفسانی. »
« خدایا ما را از شرورِ نفسانیتِ درون و شرورِ عواملِ بیرون حفظ فرما تا لایقِ فلق و شکوفائی دائم باشیم. »