وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِّعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ (و به او گفتیم:) بستهای از ساقههای گندم (یا مانند آن) را برگیر و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشکن ما او را شکیبا یافتیم؛ چه بنده خوبی که بسیار بازگشتکننده (به سوی خدا) بود سوره ص آیه 44 منظور از زدن چیست
با سلام و احترام. ظاهرا در همه آیاتی که کلمه ضرب با مفعول صریح یا غیر صریح بیان شده اما در « آیه 44 سوره ص »، هیچ مفعولی ذکر نشده و هیچ کلمه یا ضمیر مؤنثی هم در آیه دیده نمیشود. لذا برای من معلوم نیست که مترجمین و مفسرین کلمه همسرت را از کجا و به استناد چه کلمهای استنباط کردهاند. إِذْ يُوحي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنُوا سَأُلْقي في قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ (أنفال/12) وَ لَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَريقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً ... (طه/77) فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ ... (شعراء/63) وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ... (بقره/60) وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى إِذِ اسْتَسْقاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ... (أعراف/160) ضمنا کلمه حنث (الْحِنْثِ الْعَظيمِ) هم با نکثوا أیمانهم (شکستن قسم) خیلی فرق دارد. ظاهرا هیچکدام از 58 باری که کلمه ضرب در قرآن استعمال شده به معنی اقدام فیزیکی (مثل کتک زدن) نیست. ضربان قلب، ضرب سکه، ضرب آجر، ضربی زدن سقف و موارد دیگری که در میان مردم رواج دارد نیز مفهوم زدن فیزیکی را تأئید نمیکند. باید منتظر روزی باشیم که حوزویان و أهل لغت و مترجمین و مفسرین محترم به مردم بیش از پیش احترام بگذارند و پاسخگوی این مطالب گاها بسیار عجیب خود در ذیل کلام الله باشند. سوره ص سوره پر رمز و رازی است که باید با دقت خیلی بیشتری مورد توجه قرار گیرد. مثلا دو بخش همین آیه مورد نظر خذ + إضرب با صابر + أواب بودن باید بیانی روشنتر و برای قاری قرآن کاربرد عملی داشته باشد.