سلام. وقت شما بخیر و نیکی استاد گرامی من خانمی ۳۵ ساله با میزان تحصیلات ارشد و معلم و فرزند اول هستم. مشکل من رفتارهای مخرب و خردکننده ی پدر و مادرم هست که از کودکی تا الان گریبانگیر من بوده و اذیتم میکنه، فقط با راز و نیاز و ارتباط با خدا ، سخنرانی های شما و اساتید بزرگ دیگه سعی میکنم خودم رو آروم کنم. پدرم شخصیت خیلی خشک و متعصب و سرکوبگری دارن . تا بحال یادم نمیاد من رو درآغوش گرفته باشن، مادرم هم رفتارهای آزاردهنده ای دارن از جمله اینکه حرمت و کرامت نفسی برایم قائل نیستند، سرکوفت و سرزنش مدام، ماندن در گذشته، ندیدن نکات مثبت، عیبجویی مدام و برای هر کوچکترین مسئله بی اهمیت، تکبر شدید، درگیری های لفظی روزانه، تکرار صدباره یک حرف و ... بارها ازشون خواهش کردم بیاید با آرامش و بدون داد و بیداد حرف هامون رو به هم بزنیم ولی هییچ فایده نداره، روششون از ابتدا داد و فریاد و ناسزاگویی بوده. این مسائل اعصاب و روان من رو بشدت بهم ریخته و فضای خونه ما کاملا سرد و بی عاطفه هست همچنین باعث شده اعتماد بنفس بشدت کمی داشته باشم،با وجود توانمندی های زیاد ازشما پدر بزرگوار راهنمایی میخوام برای اینکه بتونم با این شرایط پر از رنج و عذاب کنار بیام
سلام و رحمت الهی بر شما خانم تحصیلکردهای که به عنوان معلم میکوشید راه درست زندگی را به نسل بعد بیاموزید. بانوی محترم؛ همانطور که هر دانشآموزی فقط مسئول انجام تکالیف خویش است و نباید در امور دیگران دخالت کند، از منظر قرآن نیز هر فردی باید فقط مسئول انجام وظائف و تکالیف خود باشد و فقط دنیا و خصوصا آخرت خود را تأمین کند. اینکه والدین شما گفتار و رفتار نادرستی دارند یا خیر هیچ ارتباطی به شما ندارد و شما را خداوند به دنیا نیاورده تا دیگران را قضاوت کنید پس لطفا به خود نهیبی بزنید و نگذارید عملکرد دیگران، شما را از وظائف و تکالیف طبیعی، عقلانی و شرعی خودتان غافل کند. لطفا بفهمید که شما سالهای زیادی مزاحم و سربار آنها شدهاید و ناخودآگاه دوران بازنشستگی آنها را تلخ کردهاید و علت اصلی همه خشونت آنها برای اینست که شما عاقل، بالغ، منضبط، منظم و مستقل شوید و شلختگی و بیتعهدی و طلبکاری و توقعات کودکانه را کنار بگذارید و مزاحمت خود را به پایان برسانید و عاقلانه ازدواج و زندگی خود را شروع کنید و برای آنها چندین نوه بیاورید و زندگی آنها را شیرین* کنید.