سلام و خدا قوت استاد گرامی مادر شوهر بنده با پدر شوهرم از اول ازدواج علاقه ای بینشون نبوده و دائما باهم دعوا و سروصدا داشتن الان بعد از گذشت ۴۸ سال از زندگی مشترک تصمیم گرفتن از هم جدا زندگی کنن ولی طلاق نگیرن اول بچه ها مخالف بودن اما متاسفانه مادرشون چند بار اقدام به خودکشی کرده ولی جون سالم بدر برده و همین امر باعث شده که همه کوتاه بیان و مادر را آزاد بزارن تو تصمیم جدایی من بعنوان عروس میگم تو قضیه اختلاف زن و مرد هردونفر ۵۰ پنجاه مقصرن و گاهی اختلافها تو اتاق خواب بوجود میاد و همین تفکر باعث شده زیاد چشم دیدن مادر شوهر ندارم و نسبت بهش نمیتونم مهر بورزم خودم همسرم را عاشقانه دوست دارم و تمام سعیم اینه که همسر داری خدایی داشته باشم و خداروشکر ایشون از من و من از ایشون بسیار راضی هستم و تنها حال بدی زندگیمون رفتارهای خانواده هست شما چه نظری دارید ممنون
سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ هیچ فرزند و عروس و دامادی هرگز نمیتوانند اطلاعات موثقی از والدین سببی یا نسبی خود داشته باشند پس هرگز نباید درباره روابط والدین خود قضاوت کنند. 2ـ سرنوشت هر فردی طبق صدها آیه قرآن فقط به عملکرد هر فرد بستگی دارد و دیگران باید به تکلیف خود درست عمل کنند. 3ـ پس لطفا والدین سببی خود را مانند والدین نسبی خود و حتی بیشتر دوست بدارید و احترام کنید و دعاگویشان باشید و با کدورت نسبت به هر یک از آنها آخرت خود را خراب نکنید.