سلام وقتتون بخير به همسرم خيلي محبت كردم در هر زمينه اي ولي ايشون ايشون هيچ وقت ارزش قائل نشدمد مدام كارهاي ناسايست داشتند وهر بار هم معترض مبشدين وحرفي نيزديم قهر ميكرد الانم يكيالي هيت كه قهر كرده جون من پا پيش نزاشتم شديدا رو انن اذيت ميكنه ارامش ودلخوشي خونه رو نابود ميكنه هر رقت دلش بخواد خودش جايي ميره الانم مدتيه هر پنج شنبه شب خونه نمياد ومن بشدت اذيت ميشم خواهش ميكنم كمكم كنيد
علیکم السلام. بانوی محترم؛ لطفا بفرمائید: 1ـ قصد شما از ازدواج چه بوده؟ و: 2ـ تنها تعهد قانونی و تنها تکلیف شرعی هر بانوی مسلمانی نسبت به همسر محترمش چیست؟ 3ـ تعهدات قانونی و شرعی شوهر نسبت به همسرش کدامند؟
قصدم از ازدواج سنت پیامبر را اجرا کنم به امر خدا ونیاز جنسی برطرف بشه واز تنهایی در بیام ولی متاسفانه همسر م هیچ وقت از اول همراه نبود وداشتن فرزند ازهمه متمتر تکلیف زن تمکین از شوهر وپذیرش ولایت ایشون تعهد مرد حامی همسرش باشه وتنها نزاره ازتظر مالی تامین کنه محبت بکنه
منتظرم ؟؟؟
اولا: سلام. ثانیا: ظاهرا إزدواج برای اینست که بانوئی عاقل و مؤمن که قبلا منیّت، خودخواهی، خودسری و تکروی خود را کنار گذاشته، با آراستگی، پاکیزگی، چهره خندان، شیرینزبانی، تشویق نکات مثبت مرد و با جذابیتهای فراوان خود بکوشد چنان از شوهرش دلبری و دلربائی و او را مجذوب خود کند که مرد نیز به تدریج از منبت، خودخواهی، خودسری و تکروی دست بردارد و آنها با هم ترکیب شوند و به تفاهم و همدلی و همسری و زوجیت برسند و ما شوند. لطفا از خودتان بپرسید آیا شما چنین کردهاید؟ یا مثل حاکم شرع، استاد فلسفه، معلم اخلاق، گشت ارشاد، زندانبان و بازجو .... دائما غر زدید، ایراد گرفتید، اعتراض کردید، نصیحت کردید، و با توهم فرزند از جهادهمسرداری غافل ماندید؟