سلام استاد وقتتون بخیر مادری ۴۲ ساله هستم و دو فرزند پسر ۱۲ ساله و دختر ۱۷ ساله دارم.رابطه خوبی با همسرم دارم و از لحاظ زناشویی هم خوب هستیم. مشکل من با بچه هام هست.دخترم اصلا علاقه ای به حجاب نداره،نماز هاش رو هم تند تند می خونه و خیلی وقتا نماز صبحش قضا میشه،دختر درس خونی هست اما هم با داداشش خیلی می جنگه و هم اینکه تو کارای خونه کمک نمی کنه باید التماسش کرد تا کاری بکنه همش میگه من درس دارم.با وجود اینکه من کمرم رو عمل کردم و باباشون بارها بهشون گفته مادرتون نمی تونه باید کمکش کنید ولی بیشتر کارها رو خودم میکنم. پسرم هم خیلی مهربونه اما گستاخی هم داره یعنی اگه به میلش رفتار نکردی گستاخی میکنه البته جلوی باباش جرات نداره به من گستاخی کنه. بعضی وقتا دلم میشکنه که چرا بچه های من با من اینجوری رفتار میکنن. الان بیشترین دغدغه من حجاب دخترم هست که اصلا حجاب چادر رو دوست نداره و میگه با زور می پوشم دوست داره با مانتو باشه ولی نه پوشیده با بزک کردن و آرایش باشه خیلی در مورد فواید حجاب ک ضررهای صحبت کردم.میگه مردی که بخواد با یه تار موی من دلش بره اون مرد نیست اون باید چشمش رو بپوشونه.از اوم های مذهبی بدش میاد.از آدم های ضد دین هم خوشش نمیاد واقعا مستاصل شدم نمی دونم باید چکار کنم.ا آینده اش می ترسم چون همش میگه من اصلا با آدم های مومن و مذهبی ازدواج نمی کنم دوست دارم شوهرم بهم آزادی بده.دختر من از وقتی تو مدرسه مسخره ش کردن از چادر و حجاب بدش اومد.فکر میکنه کلاس داشتن به بی حجابی.تو رو خدا راهنماییم کنید.سپاسگزام
علیکم السلام. بانوی محترم؛ ما والدین ابتدا باید بپذیریم که فرزندان ما محصول عملکرد خود ما هستند. ممکن است روابط شما با همسر محترمتان ظاهرا و از نظر شما خوب باشد اما به نظر میرسد اولویت و دغدغه شما فرزندان شما هستند که این اصلا زیبا و منطقی و قرآنی و برای خودتان قابل تحمل و برای آینده آنها اصلا خوب نیست. شما به خاطر همین غفلت از نقش و مسئولیت طبیعی و شرعی و قانونی خود، گرفتار دلسوزی نفسانی شدید و گمان میکنید فرزندانی را که زمینه عاقل و بالغ شدنشان را فراهم نکردید میتوانید با حرف زدن و أمر و نهی کردن و بداخلاقی یا مظلوم نمائی، مجذوب و مطیع خود کنید. لطفا اگر خدا و آخرت و قرآن را عاقلانه قبول دارید بپذیرید که هیچ مسئولیت مستقیمی نسبت به آنها ندارید پس ولایت پدر را صد در صد بپذیرید و فقط حامی ایشان باشید و هدایت فرزندان را به پدر واگذار کنید و خودتان سرشار از بزرگواری، آراستگی، شیرینزبانی، مهرورزی، نوازشگری، امیدآفرینی، آرامشبخشی و مشوق نکات مثبت باشید و از هر گونه انتقاد، ایرادگیری، عیبجوئی، بیاحترامی، دخالت در امور شخصی آنها بپرهیزید و وانمود کنید که به کمک آنها هیچ نیازی ندارید اما هیچ کار مرتبط با آنها را هم انجام ندهید. (مثلا بگذارید اتاق و میز و کمد آنها آنقدر شلوغ و کثیف بماند که آنها از شما کمک بخواهند.) به نحوی یکباره به کمال الإنقطاع برسید که آنها از این تغییر رویه شما بسیار تعجب کنند و با خود بیاندیشند در درون شما چه اتفاقی افتاده. امیدوارم إن شاء الله تعالی بتوانید با إصلاح گفتار و رفتار و اخلاق خود فضای خانواده را هنرمندانه و بطور غیر مستقیم مدیریت و به حق هدایت کنید. ضمنا قضا شدن نماز صبح چون إرادی نیست پس گناه ندارد. اما اگر خانواده نظم منطقی و تغذیه مناسب داشته باشد زمان بیداری افراد درست تنظیم میشود و اگر فضای خانواده سرشار از محبت و احترام باشد شوق به نماز و عبادت هم در آن موج میزند.
سلام و احترام استاد ممنون میشم سوال و پاسخ من رو از تو گروه حذف کنید. سپاسگزارم