با سلام من حدود ۲۰ سالمه و یادمه از وقتی نوجوون بودم خیلی چیزها که باعث خوشحالی بقیه میشد من رو خوشحال نمیکرد. چون اغلب دوستانم با چیزهای سطحی و زودگذر دنیایی خوشحال میشدن اما من همیشه دنبال یه خوشحالی عمیق و ماندگار بودم. مثلا اگه ازم میپرسیدن چی خیلی حالت رو خوب میکنه میگفتم روضه. تا به این سن که رسیدم همچنان همینم اما خب احساس میکنم درکل مثل بقیه برای زندگی انگیزه ندارم. مثل بقیه تلاش نمیکنم و در کل انگار حال خوبی ندارم. الان هم میگم خوشی عمیق اما خب مثلا حال خوب معنوی همیشگی نیست تو زندگیم که، گاهی هست. و در کل شاداب و سرزنده نیستم و شور و انگیزه زندگی ندارم. حتی یک بار یک مشاوری بهم گفته بود تو شخصیتت جوری هست که میتونی خیلی راحت افسرده بشی اما بعدا فهمیدم که پشت سرم گفته بوده که من همین الان هم افسرده هستم. خیلی گشتم که راهکار دینی پیدا کنم اما همچنان به نظرم خیلی مسائل باهم جور درنمیان، انگیزه های دنیایی که آدمها تو زندگی هاشون دارن و براش تلاش میکنن با نظر دین جور در نمیاد. از طرف دیگه خب منم از نظر ایمان و دینداری یک انسان معمولی هستم نه عالم ربانی که دائما حالم خوب باشه و با مسائل دینی بتونم همیشه خودم رو سرزنده نگه دارم. این رو هم بگم که نظرات خیلی از مشاورین که پایهی غربی داره رو قبول نداشتم هیچ وقت. ممنون میشم راهکار بفرمایید که اصلا این حالت افسردگی هست یا نه و اگر هست برای درمانش باید چیکار کرد؟
میشه لطفا به سوالم جواب بدید؟
سلام و رحمت الهی بر شما نورچشمی عزیز. 1ـ شما در اوج جوانی و شادابی و جذابیت و در آستانه ازدواج و ورود به بخش اصلی زندگی هستید و لذا افسردگی برای شما معنائی ندارد. 2ـ ظاهرا به دلایلی تحت تأثیر دیگران قرار گرفتید و با مقایسه خود با دیگران درگیری ذهنی دارید و اهل روضه بودن شما طبیعی نیست. 3ـاحتمالا خواب و بیداری منظم و برای کارهای روزمره خود برنامه مشخص و متنوعی ندارید لذا شاید أهل کسالتید. لطفا هر روز با خواندن یک صفحه از کلام الله و دقت در ترجمه کلمات و آیات آن بکوشید با قرآن انس پیدا کنید و خود را با قرآن تراز و تنظیم و از منظر قرآن به جهان و به زندگی و به خودتان نگاه کنید. 4ـ طبق آیات قرآن مهمترین تکلیف طبیعی و شرعی شما تلاش برای آماده شدن برای ازدواج اسلامی و شروع زندگی است. پس لطفا به خودشناسی بپردازید و به وبگاه به آسمان نگاه کن مراجعه و صوت جلسات ازدواج را در آنجا بشنوید و حتی الإمکان کتاب ازدواج چرا؟ و ازدواج چگونه؟ را از نشانی آنجا تهیه و بخوانید. حتما با این تلاش از این ذهنیتهای فعلی خلاص میشوید. 5ـ لطفا با والدین و محارم خود سرزنده و شاد باشید و شیرینزبانیو خندهرو بودن وهنر هدایت نامحسوس خود را با آنها خوب تمرین کنید تا در فردای ازدواج بتوانید خانواده شاد و مفیدی را داشته باشید.