نمایش پرسش شما

سلام استاد من ۱۴ساله ازدواج کر...

2026-01-29 21:04:56 بسته شده
شما

سلام استاد من ۱۴ساله ازدواج کردم موقع ازدواج مهر آقا به دلم نیفتاد فقط به خاطر شرایطی که اون سال مد نظرم بود راضی به ازدواج شدم ولی نه از آقا خوشم اومد نه خانواده شون حتی خیلی هم بدم اومد الان هم بعد اینهمه سال ازشون خوشم نمیاد دوستشون ندارم آدمهای بدی هم نیستند ولی نمی‌دونم چرا نمیتونم دوستشون داشته باشم همسرم خیلی هم مهربانه و رسیدگیش به زندگی خوبه ولی انگار علاقه ای بهش ندارم با کوچکترین ناراحتی باهم دعوا میکنیم دیگه بعد این ساله ها خسته شدم احساس میکنم دارم نقش بازی میکنم محبتهام بهش مصنوعیه افکار افسردگی دارم دوست دارم با اون بمیره یا من!

پاسخ استاد غفرانی

علیکم السلام. ضمن تشکر از اینکه نکات مثبت همسر محترمتان را بیان کردید، ظاهرا چون بدون خودشناسی و بدون اینکه فرق ازدواجهای رایج با ازدواج اسلامی را بدانید وارد این پیمان مقدس شده‌اید طبیعی است که شاکر و قدردان این همه نعمت الهی (که میلیون‌ها دختر آرزوی یک ذره آن را دارند) نباشید و نفسانیت کودکانه شما نگذارد که از این همه لطف الهی، احساس خوشایندی داشته باشید. اما اینکه در این ماه عزیز شعبان فهمیدید که مرگ می‌تواند مشکل شما را حل کند بسیار فکر بکر و قابل تحسینی است. بله دو پادشاه در یک إقلیم نگنجند. شما یا باید تابع حکم رسول و حجت باطنی خود و یا باید تابع هوسهای نفسانی و علائق حیوانی خود باشید. پس باید یکی از دو را خفه کنید تا یکدله شوید. پس لطفا وضوئی بگیرید و مناجات شعبانیه را با دقت در ترجمه آن بخوانید و وقتی به عبارت الهی هب لی کمال الإنقطاع إلیک رسیدید نفسانیت خود را عاقلانه طلاق بدید و با این خودکشی مؤمنانه و موحدانه خود را از اسارت حواس و هوس و از علائق ظاهربینانه و وساوس شیطانی نجات دهید تا بتوانید حتی در شرائط بسیار حزن‌أنگیز عصر عاشوراء هم جز زیبائی چیزی نبینید و در کنار همه مخلوقات خدا شاد و راضی و شاکر زندگی کنید و حیات طیبه در آخرت را برای خود تأمین کنید. لابد کودکی خود را به خاطر دارید که چگونه هر عروسک بی‌جان، بی‌زبان، بی‌حرکت، سرد و جامدی را در آغوش می‌گرفتید و نوازش و به بهانه او محبت ذاتی خود را ابراز می‌کردید و به بهانه او عواطف خود را می‌پروراندید. قطعا این شوهر عزیزتان که ظاهرا گفتار و رفتار خوبی دارد از آن عروسکهای دوران کودکی چیزی کم ندارد فقط شما آنها را اشتباها زیبا می‌پنداشتی اما همسر عزیزتان را با عینکی که شیطان به چشم شما زده تیره و تار می‌بینی. امیدوارم در این ایام نورانی که باید بیش از همیشه انتظار را بفهمیم و خود را برای پذیرائی از آخرین حجت الهی آماده کنیم، بتوانید بفهمید که هیچ علاقه و تعلّقی در شأن انسان عاقل مؤمن منتظر نیست و بتوانید همسر محترمتان را به عنوان آیت خدا دوست بدارید و محترم بشمارید و به بهانه ایشان خود را به قرب و رضوان الهی برسانید.

خانه
مقالات
دوره ها
اطلاعیه ها
ورود
به آسمان نگاه کن ورود به سایت