سلام و وقت بخیر جناب دکتر آقا هستم، ۴۰ ساله، یک فرزند دختر ۴ ساله دارم و حدود ۸ سالی هست از زندگی مشترکمان میگذرد. از ابتدای ازدواج، چالش های فراوانی در زندگی داشتیم، به لطف خدا و تغییر رفتار و ذهنیات خودمان و مشاوره های موثر، کمتر شده. اما موضوعی که بابت آن زحمت ایجاد کردم، خلا عاطفی شدید من در این ازدواج هست. به لطف خدا، هیچ وقت اهل روابط باز یا خیانت و.. نبودم و نیستم. همواره در زندگیم مشغول درس و کار و آماده سازی شرایط ازدواج و تلاش بودم. اما در زندگی مشترکمان، از نظر عاطفی از همسر و همراه زندگیم بهره ای نمیبرم ( تقریبا صفر ) و روزگارم را صرفا با کار، مسئولیت و انجام وظایفم در قبال همسر و فرزند میگذرانم و حقیقتا اینقدر سرم را با کار و توجه به وظایف الهی خودم، گرم میکنم که این نقصان عاطفی اذیتم نکند اما این شرایط برای من که در جوانی بسیار ازدواجی بودم ،سخت تر هم هست و روز به روز بیشتر هم می شود. پیشنهاد و راهکار شما استاد بزرگوار چیست؟ سپاس از زحمات شما
سلام و رحمت الهی بر شما. لطفا بفرمائید: 1ـ تحصیلات و شغل همسر محترمتان چیست؟ 2ـ میزان مراقبت ایشان از فرزند شما چقدر است؟ 3ـ ایشان شما را با چه فرد دیگری مقایسه میکند و او را بهتر از شما میداند؟ 4ـ ایشان چه توقعاتی از شما دارد و وقتی با هم درگیری لفظی دارید چه ایرادهائی را به شما نسبت میدهد؟
سلام و احترام ۱- لیسانس کشاورزی ،خانه دار ۲-صبح تا شب با دخترمان هستند و من مشغول کار و مراقبتشون نسبت به قبل بهتر و بیشتر شده ۳-به گفته خودشان من را با کسی مقایسه نمیکنند و کسی را بهتر از من نمیبینند ولی برخی از صفات دیگران را ممکن هست به من برتری بدهند ۴-ایرادهایی که معمولا به من میگیرند در مورد شخصیت اضطرابی من هست و گاهی بیان کرده اند که کمی بداخلاقم و اینکه با ایشان در طول روز کم صحبت میکنم و نیاز دارند که بیشتر صحبت کنم. البته قبلا درگیری لفظی بیشتری داشتیم ولی بعد از مشاوره و کار کردن روی خودمان، بیشتر روی اصلاح خودمان کار میکنیم تا با هم درگیری لفظی پیدا کنیم. سپاس از محبت شما استاد عزیز
سلام و رحمت الهی بر شما و سالروز ولادت نورانی منجی بشریت از ظلمات جهالت و حیرت و ضلالت بر شما مبارک. خدا را شکر که در این مدت توانستهاید با عنایت الهی تغییرات مثبتی را تجربه کنید پس قطعا میتوانید بیش از این از لطف الهی إستعانت بجوئید و برای ساختن آیندهای بهتر و زیباتر مؤمنانه و امیدوارانه تلاش کنید. به نظر میرسد برای بر طرف شدن این مشکل شما، دو راه حل وجود دارد: اولین و بهترین اقدام اینست که عبارت نورانی: إنما الأعمال بالنیات را برای خود روشن کنید و در همه لحظات زندگی و در همه امور فقط دنبال تقرب به مقام رضایت الهی باشید و هر تحول و هر کمال و هر خیر و هر فورانی را فقط و فقط از تقرب به خالق خود بخواهید که کمال مطلق و غنی مطلق است و زمینه و مقدمات آن را هم فقط و فقط در درون خود فراهم کنید و توقع نداشته باشید آن تحول و آن کمال و آن خیر را از همان طریق مورد نظر خود (مثلا: همسر) دریافت کنید. مؤمنانه اجازه بدهید خداوند من حیث لایحتسب آن رزق معنوی، معرفتی، عاطفی، مادی، اجتماعی را از هر طریقی که او صلاح ببیند به شما برساند. البته شرط این توفیق اینست که از هیچ مخلوقی حتی از خودتان توقع هیچ خیری نداشته باشید. لذا أنبیاء و أولیاء الهی صلوات الله علیهم که اکثرا یتیم بودند و با همسران و مردم بدی مواجه بودند، با همین نگاه موحدانه هیچ کمبود عاطفی و اجتماعی و غیره نداشتند. دومین اقدام که رابطه شما را با همسر محترمتان إن شاء الله شیرینتر میکند اینست که بدانید هر فردی در هر شرائطی زبان خاص خود را دارد، مثلا زبان کودک با زبان نوجوان و با زبان جوان و سنین بالاتر خیلی فرق دارد پس باید بکوشید لسان ایشان را کشف کنید و فقط با لسان خودشان با ایشان ارتباط برقرار کنید. این اصل آنقدر مهم است که خداوند نیز پیامبر هر قومی را به زبان همان قوم مأمور کرده است. پس هر زن و شوهری در چند سال ابتدای زندگی باید رگ خواب یا زبان یگدیگر را کشف کنند. مثلا برخی از مردم به خاطر عوامل وراثتی یا محیطی ظرفیت و حوصله شوخی دارند و برخی به هر دلیل شوخی را (حتی در روابط زناشوئی) توهین تلقی میکنند. ظاهرا بهترین راه گفتگو و ارتباط مفید میان همه افراد بشر در هر سطحی، طرح پرسشهای مناسب است. در ارتباط با افرادی که گرفتار احساس خودکمبینی هستند باید در لحن خود خیلی متواضع باشید و به هر بهانهای عذرخواهی کنید تا ایشان هرگز احساس نکند شما داناتر و فهمیدهتر از ایشان هستید.