سلام لطفا در مورد تاریخچه ی ولی فقیه به اسن صورت که الان هست و نظر اهل بیت و دلیل اینکه چرا عنوان میشه رهبری نائب امام زمان هستند بفرمایید
علیکم السلام. در مجموعه جهان زنده و جامعه زنده و هر مخلوق زنده، همه امور از طریق شبکه و تشکیلات در همه عناصر آن مجموعه جاری و آن مجموعه مدیریت میشود. هر أمری در جهان از نزد خالق علیم حکیم صادر و از طریق ملائکه پاک و پاکترین مطیعترین افراد به سایر مخلوقات إبلاغ و در آنها جاری میشود. پاکترین و مطیعترین مخلوق الهی، ابتدا رسول باطنی یا عقل است (که مبدأ و مقصد و راه نما را برای انسان مشخص میکند) و بعد از عقل أنبیاء (که پیامهای غیبی و علم الهی را در اختیار بشر میگذارند.) و بعد از آنان، رسولان یا أوصیاء یا إمامان یا نواب خاص و عام قرار دارند (که تعالیم الهی و احکام شرعی را به شرط حمایت مردم به اجرا در میآورند.) به عبارت دیگر سفیران الهی در هر زمان و در هر مکان همان خیر الموجودین آن مجموعه هستند. زیرا هر فردی که از همه عاقلتر و جامعتر و پاکتر و عالمتر و متدینتر باشد او قطعا و یقینا فقیه و منصوب الهی میبلشد. (اولین فقهاء، أئمه أطهار صلوات الله علیهم بودهاند.) پس مردم جهان در هر زمان و در هر مکان امور جامعه و مجموعه خود را یا میتوانند به فقیه مشروع بسپارند و یا به سفیه مشهور واگذار کنند. با مرور تاریخ کشورها و ملتها به روشنی میتوان دید مردمی که زمام امورشان را به بهترین فرد سپردهاند در همین دنیا به چه عزت و افتخاری نائل شده و آنها که اختیار خود را به افراد سفیه واگذار کردهاند به چه ذلت و خواری گرفتار شدهاند. بحث فقیه و سفیه از روشنترین بدیهیات برای همه مردم است. زیرا همه ثروتمندانی که کاخ یا باغ یا پاساژ یا انبارهای بزرگ دارند، (با اینکه شاید خودشان أهل نماز و روزه و حجاب نباشند) اما حتما برای مجموعه خود سرایدار و باغبان و نگهبان متدین أهل نماز و روزه یا بازنشسته نیروهای انتظامی و خوشسابقه را انتخاب میکنند و هرگز افراد بدسابقه و معتاد و بیبند و بار* را انتخاب نمیکنند.