سلام استاد من حدود ده ساله ازدواج کردم خانواده من خیلی شلوغ و پرسروصدا هستن و برای هرکاری یا چیزی اعضای خانواده باهم حرف میزنیم و مشورت میگیریم ولی خانواده همسرم درست برعکس ماهستن بیش ازحد ساکت و کم حرف فقط در حدضرورت البته ما کاملاغریبه هستیم و اونها بین فامیل خودشون پرحرف هستن ولی من به عنوان عروس بین خواهر بردار و جاری جایی ندارم خیلی سرد برخورد میکنن و حرفی نداریم که بزنیم چندبار گلایه و شکایت کردم میگن ما کم حرفیم یا موضوعاتی رو مطرح میکنی که اهمیت نداره و برای ما مهم نیست درصورتی که همین مسائل در خانواده خودم خیلی جای بحث و گفتگو داره من الان دیگه رغبتی به خانواده همسرم ندارم اونهاهم اصلا نه به من زنگ میزنن نه رفت و آمدی داریم و حتی من اونها بدم میاد! حتی از همسرم هم بدم میاد چندبار درخواست طلاق کردم ولی همسرم قبول نمیکنن همسرم هم فوق العاده کم حرفن حتی محبت کلامی هم ندارن با بچه هاهم بازی نمیشن اونهارو بیرون نمیبرن پارک نمیبرن با اصرار من یه بیرونی میبره پارک هم ببره میگه خودت برو باهاشون بازی کن من تو ماشین میشینم و این سکوت بیش از حد توی خونه من رو عصبی کرده خونه پدرم یه لحظه سکوت نیست همه در حال تکاپو هستن ولی این سمت من ازین سکوت بیش از حد دیوانه شدم! ممنون میشم راهنماییم بفرمایید
علیکم السلام. ظاهرا از همان ده سال قبل شما این آقا را رفیق و دوست پسر خود پنداشته و امروز از کمحرفی او و بستگانش و از اینکه با فرزندان شما همبازی نمیشود از این رفاقت دلزده شدهاید. بانوی محترم اگر با یک ماه روزهداری به دستور خداوند، مسلمان و تسلیم خدا شدهاید و از اسارت نفسانیت خود رها شدهاید، به خاطر هر قصور و تقصیر احتمالی خود، عاقلانه استغفار و مؤمنانه توبه و با این آقا عاشقانه ازدواج کنید و فقط حامی او باشید و تنها تکلیف خود را جهادهمسرداری بدانید و در هر زمینهای با ایشان هماهنگ شوید و مثل بانوان فهیم و دانشگاه نرفته عشایر، فرزندان ایشان را محور زندگی خود قرار ندهید و کاری به رفتار بستگانش نداشته باشید تا از طریق ولایت ایشان از عنایت و ولایت الهی برخوردار و برای ظهور آخرین حجت الهی آماده شوید. بانوی محترم، لطفا با انس روزانه با قرآن برای خود روشن کنید که هیچکدام از مواردی که در پیامتان مطرح کردید در دادگاه قیامت پذیرفتنی نیستند. پس لطفا همسر محترمتان را با هیچ فرد دیگری مقایسه نکنید و هیچ توقعی از ایشان و از هیچ مخلوق دیگری نداشته باشید و خود را فقط با خدا طرف ببینید و فقط به إصلاح گفتار، رفتار، إنضباط، آراستگی، شیرینزبانی، دلربائی، اخلاق و مواضع خود بپردازید. بانوی محترم، لطفا با این همه بمب، موشک، جنگ و جدال از خوابِ غفلت بیدار شوید و با دقت ببینید در این جنگ دائمی حق و باطل و عقل و نفس و پاکی و پلیدی شما در کدام طرف و در کدام جبهه قرار دارید و گفتار، رفتار، اخلاق و مواضع شما شبیه افراد کدام جبهه است؟ لطفا به موردِ سیزدهم که در زیارتِ أمین الله باید در محضر خدا از خودمان بخواهیم توجه کنید. آنجا در محضر خداوند به خودمان میگوئیم خدایا مرا از اخلاق دشمنانت دور کن. (اللهم فاجعل نفسی .... مفارقه لأخلاق أعدائک.) امیدوارم بتوانید عاقلانه شیطان را لعنت و مؤمنانه با نفسانیت خود مبارزه و با همسر محترمتان عاشقانه ازدواج کنید و بکوشید با هم به تفاهم و همدلی و زوجیت خداپسندانه برسید و سعادت و آخرت خود را تأمین کنید.