با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد محترم درک کلام شما آسان ولی عمل به آن با توجه به نسبت ایمان های ما و علی الخصوص باورها و نقص و عیوب ما و سبک زندگیای که با آن پرورش یافته ایم، به مراتب سخت است. من خیلی ناراحت هستم که چرا نمیتوانم خودم را با خواسته های همسرم همراه کنم. در این شرایط اقتصادی دشوار ایشان خیلی از من انتظار همراهی دارند ولی من نمیتوانم از خواسته های خودم کوتاه بیایم. دیدن ناامیدی در چشم های ایشان و اظهار آن در کلام شان ناراحتم میکند ولی مرا بیدار و از این خواهش ها منصرف نمی سازد. من از مهار این تمناهای طوفانی برای گرفتن یک جشن عروسی معقول، عاجزم. ( صادقانه بگویم: بیشتر از هرچیز ، به دنبال تحقق رضایت خودم و خانواده ام هستم آنها دائما گفته و می گویند همسرت باید جشن بگیرد ، گویی حساب بیشتری از خانواده میبرم تا همسرم و سعی حداکثری دارم تا خود را با خواسته آنها هماهنگ کنم، نه همسرم) ممکن است به نظر کودکانه و خنده دار برسد اما من نمیتوانم از رویای پوشیدن لباس عروس صرف نظر کنم و از طرفی آموزه های شما ، وجدان خودم و اصرار ناامیدانه همسرم مرا بر سر یک دوراهی دردناک قرار داده است و زمان به ضرر ما در حال سپری شدن است. لطفا پاسخ هایی که قبلا به سایرین داده اید به من ندهید. مرا با تازگی کلام و تمثیلات خودتان راهنمایی بفرمایید.
سلام و رحمت الهی بر شما نورچشمی عزیز که چه عاقلانه مشکل خود را تشخیص دادهاید و صادقانه بیان کردید. 1ـ دخترم، مشکل غالب دخترها و پسرها و والدین آنها اینست که نمیدانند ازدواج برای تمرین ترک منیّت و خودخواهی است. 2ـ همه گیاهان و حیوانات جفتگیری دارند در ازدواجهای رایج در دنیا هم زنان و مردان رابطه جنسی دارند اما زوجیت مخصوص دو انسان عاقل مؤمن و ناهمسان است یعنی: هر دختر و پسری تا از من خود صرفنظر نکنند هیچگاه زوج و همسر و همدل و مکمل یکدیگر و مـــا نمیشوند. 3ـ در اطراف خود و در همین گروه و در طول تحصیل مدیر و ناظم و معلمین و افراد زیادی را دیده و میبینید که تا 40 ـ 50 یا تا آخر عمر مجرد ماندهاند. چرا؟ چون غالب آنها حاضر نشدن پا روی نفسانیت خود بگذارند و هزاران هزار زن و شوهرهای تحصیلکرده و زیبا و ثروتمند و حتی بچهدار را هم سراغ دارید که پس از سالها با هم بودن به خاطر ناسازگاری از هم طلاق گرفتهاند. چرا؟ چون دو پادشاه خودخواه و مغرور و متکبر در یک اقلیم نمیگنجند. 4ـ پس لطفا سه یا پنج جلسه صحبت مرا درباره ازدواج در وبکاه به آسمان نگاه کن بشنوید و بعد میان دو گزینه: خودخواهانه مجرد ماندن و در خود پوسیدن و یا عاقلانه و مؤمنانه و اسلامی متأهل شدن و تلاش برای إحراز همسری و زوجیت باید یکی را انتخاب کنید.