نمایش پرسش شما

با سلام و احترام خدمت استاد عز...

2026-02-08 08:36:35 بسته شده
شما

با سلام و احترام خدمت استاد عزیز بنده آقا هستم و 6سالی هست که ازدواج کردم از همون ابتدای زندگی همسر بنده میگفتن من وظیفه ای برای کار خونه، نظافت، غذا درست کردن و حالا که بچه دار شدیم میگن در قبال بچه ندارم اوایل خیلی ناراحت میشدم و میگفتم چرا باید من این همه از صبح تا شب کار کنم و بیام خونه و همه چی بهم ریخته باشه و... که هربار همسر میگفتن من وظیفه ای ندارم و توی حرفاشون میگفتن که چون شما توقع داری من نمیکنم و... من که بخاطر شرایط کاری و بحث بدهی ها و گذران زندگی باید خیلی وقت میذاشتم برای کار هربار با این صحنه مواجه میشدم بهم میریختم تا جایی که تصمیم گرفتم یا خیلی دیرتر برم منزل یا اصلا محل کار بمونم و نرم خونه حالا که تقریبا 1.5 سال میشه خدا بهمون فرزند داده، هربار بحثی پیش میاد باز ایشون میگن من مسئولیتی درخصوص بچه ندارم و میگم اشکال نداره بدید تا من ببرم بچه رو بدم مادرم نگهدارن نمیدن – یه سری دلخوری ها بین همسرم و خانوادم همون اوایل ازدواجمون و بعدش بوجود اومده که همسرم دوست ندارند بیان منزل پدری بنده – هربار هم میگم میخوام برم میگن خب برید – میگم بچه رو هم میخوام ببرم که ببینن اونا هم – بالاخره پدر بزرگ و مادربزرگ پدری هم داره این بچه – اول میگن باشه – موقع رفتن که میشه هربار با جنگ و دعوا میگن نمیخواد بچه منو!!! ببرید اونجا که بهش بی احترامی کنن و از این حرف ها 1) چکار کنم که رابطه همسرم و خودم و خانوادم بهتر بشه - (به خودم خیلی دارم سختی میدم و نمیرم منزل پدریم مگر با همسرم بعد یک ماه یا بیشتر – هیچکس خونه ما نمیاد و... – اخلاقی دارن که گوشی و پیامک ها و فضای مجازی بنده رو چک میکنن که بارها گفتم از این کار خیلی متنفرم ولی ادامه میدن (حتی به تایم صحبت کردن من با خانوادم هم گیر میدن) – من اوایل زندگی شاید بخاطر کم تجربگی حرف های خونه رو به خانواده(اونم جهت مشاوره گرفتن -که البته الان متوجه میشم که غلط بوده-) منتقل میکردم ولی الان دیگه اصلا حرفی درخصوص خونه و خونواده خودم به اون ها نمیگم ولی هربار همسرم تهمت میزنن و این اخلاقشون خیلی دلم رو میشکنه 2) من خیلی سرکارم چون خیلی قسط و قرض و وام و الان هم با این گرونی ها بتونم از پس مخارج زندگی بربیام – بااینکه گوشی و همه چیز بنده رو دارن چک میکنن ولی هربار به من تهمت میزنن که شما پول هاتو میریزی تو یه کارت دیگه یا میدی به خانوادت یا... باید با این موضوع چه کنم؟ 3) با همه این اوصاف شاید یه روزهایی بتونم زودتر برم خونه ولی وقتی میرم خونه و همه چی بهم ریخته و غذایی نیست و تازه شروع بچه داری و... ترجیح میدم اصلا نرم یا دیروقت برم – (قبلا زودتر میرفتم خونه خودم غذا درست میکردم ولی الان دیگه حوصله اونم ندارم – یا جمعه ها خونه رو خودم تمیز میکردم و... ) ولی واقعیت اینه که خونه اصلا برام نشاط و جذابیتی نداره متاسفانه. اینو چه کنم؟ 4) ایشون مطالب شمارو قبل از ازدواج با بنده دنبال میکردن و بعد از ازدواج هم همینطور – بنده هم جدیدا دارم مطالب شمارو دنبال میکنم و میبینم گفتار شما با رفتار همسر من 100 درصد فرق داره – ایشون بجای اینکه درگیر خودشون باشند همش با همه کار دارن – احترام بزرگتر کوچتری(چه من و چه پدر مادرهامون و خواهر و برادرهامون و تو خیابون و... ) رو اصلا حفظ نمیکنن – برای کارهای شخصیشون هم حتی از همه توقع و انتظار دارن ولی حاضر نیستن یه لیوان آب به دست کسی بدن – یه جاهایی دلسوزی های عجیب و غریب میکنن – حاضرن به من فشار بیارن ولی مثلا فلان اسباب خونه رو دوست ندارن عوض کنن و منو بیش از پیش بندازن تو قرض 5) شخصا سعی کردم مطالب شمارو برای خودم یادآوری کنم و به خودم برسم ولی بپذیرید که همسر با همه فرق داره و بجای اینکه از آسمون به زمین بباره برعکس شده و من باید بیرون با همه مشغلات و مشکلات دست و پنجه نرم کنم و تازه که میام خونه باز .... واقعا از لحاظ جسمی خیلی تحلیل رفتم – روحی هم که فقط توکلم بر خدا و ائمه و پناه به قرآن هست

پاسخ استاد غفرانی

سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ لطفا عاقلانه بپذیرید که با خدمتکار خود ازدواج نکرده‌اید پس لطفا مؤمنانه این را باور کنید که خانه‌داری و بچه‌داری حتی شیردادن به بچه شرعا و قانونا از تکالیف زنان نیست، پس لطفا این نکته خیلی مهم را نزد همسر محترمتان اعتراف و ادعای ایشان را تصدیق کنید و به خاطر بی‌توجهی در این شش سال با خرید هدیه‌ای مطلوب برای ایشان از ایشان عذرخواهی کنید. 2ـ قطعا هیچ بانوی مؤمنی از نظافت خانه خود و از فرزندپروری و آشپزی هر قدر هم تنبل باشد، هرگز گریزان نیست بلکه برای بانوان خیلی مهم است که شوهرشان از آنها توقع خانه‌داری و بچه‌داری نداشته باشند و طلبکار نباشند. پس لطفا از همین الآن به خاطر کوچکترین خدمتی که ایشان در خانه شما و برای فرزندتان انجام می‌دهد، بسیار و مکررا و زیبا تشکر کنید و در بازگشت از محل کار خود برایشان شاخه گلی یا هدیه‌ی جالب تهیه کنید و به دستور أولیاء الهی، هرگز دست خالی به منزل نیائید. (این هدیه حتی می‌تواند همان نیازها و لوازم خانه باشد که ایشان به شما نگفته ولی شما از کمبود آن خبر دارید. این غافلگیری مسئولانه در ایجاد همدلی میان زوجها و والدین و فرزندان، خیلی بسیار زیاد مؤثر است.) 3ـ لطفا هنرمندانه به والدین خود نیز احسان و به آنها تفهیم کنید که ایشان دختر سببی آنهاست و آنها باید او را از فرزندان خود محترم‌تر بدانند و با گفتار شیرین و رفتارهای مهربانانه، عروسشان را مجذوب خود کنند. 4ـ لطفا تا زمانی که با هم زوج و همدل و هماهنگ و عاشق هم نشده‌اید نسبت به رفت و آمد با دیگران اصلا اهمیت ندهید و حتما برای جلب رضایت الهی، ارتباط با والدین سببی را مهمتر از رفت و آمد با بستگان نسبی خود بدانید و اعلام کنید. 5ـ هر قدر بکوشید به همسر محترمتان توجه و نگاه کنید و زیبائی‌ و ظرافت و لطافت او را ببینید و تحسین و ایشان را نوازش کنید و در آغوش خود بگیرید و در ضمن پیاده‌روی در پارکها یا قبل از خواب در محل، نکات مثبت خانواده او را تعریف کنید و با ایشان که قطعا عاشق شماست همراه‌تر و هماهنگ‌تر باشید و در انجام امور منزل پیشقدم شوید و خیلی بیش از گذشته با ایشان شوخی کنید، ایشان هم حتما با شما همراه‌تر و هماهنگ‌تر خواهد شد و غرق در تعارف می‌شوید!!! امیدواریم با موشکهای نقطه‌زن نگاه و زبان خود بتوانید قلب مهربان و پذیرای ایشان را تصرف کنید و با هم در راهپیمائی با شکوه 22 بهمن شرکت کنید و خود را برای ظهور آخرین حجت‌ الهی از هر نظر آماده و فرزندان زیادی را تقدیم نظام اسلامی کنید.

خانه
مقالات
دوره ها
اطلاعیه ها
ورود
به آسمان نگاه کن ورود به سایت