من چهار تا فرزند دارم دوتاشون نوجوان هستن مشکلاتی که من با همسرم دارم خیلی خیلی زیادن ولی یکیشون هست که ادامه زندگی باهاش رو تقریبا ناممکن کرده اینکه مشکل اعصاب و روان دارن و افسردگی شدید و بخاطر این مشکل با یه حرف ساده ممکنه کن یا بچه ها رو تا حد مرگ بزنه حتی اون موقع اگر سلاح گرم یا سرد دستش باشه هم کوتاهی نمیکنه و ابدا نمیپذیره که مشکل داره و باید دکتر بره و ممکنه اگر اینجور ادامه بده یه اتفاق ناگواری بیفته و اینکه میگم حمله میکنه واقعا بعد از یه حرف معمولی ممکنه اینطور رفتار کنه و بسیار هم مغرور و لجوج هست الان روی بدن من کلی جای زخم هست و چند روز پیش هم باز به من حمله کرد و وقتی پسر بزرگم خواست دستش بگیره اون رو هم کلی زد و من با التماس از دستش دراوردمش و بعد هم به ما گفت از خونه برید بیرون و الان من و بچه ها اومدیم شهرستان خونه مادرم البته همیشه این مشکلات رو داشته ولی اخیرا خیلی حادتر شده و حتی عذر میخوام در رابطه جنسی هم بسیار اذیت میکنه طوری که من ازش میترسم هم حرفایی که حین رابطه میزنه و هم کارها و اذیت هایی که میکنه وبلاتکلیفم میدونم ادامه زندگی با این شرایط ممکن نیست و از طرفی نمیدونم باید چه کنم
اولا: باید کلام خود را با سلام شروع کنیم. ثانیا: بفرمائید از نظر شرعی و قانونی شما چه مسئولیت و تعهدی در قبال فرزندانتان دارید؟ ثالثا: اگر جدا شوید حضانت فرزندان را میخواهید یا آنها را به پدر واگذار میکنید؟ رابعا: نظر والدین شما چیست؟