باعرض سلام حضور استاد ارجمند.... غرض ازمزاحمت میخواستم ،بگم ،بنده خانمی میانسال و بازنشسته هستم.... حقوقم را هم برای خودم وبچه ها وخرید لوازم خونه و....استفاده می کنم..میخوام بگم خرجم پای خودم هست...... البته چیزی که من میخوام بگم ،نه اینکه بگم ،چرا این مخارج راهزینه می کنم؟ بلکه ،گله ی من ازهمسرم هست که ایشون ،یله ورها ست ...... انگار حقوقی ازجانب بنده وبچه ها برگردنش نیست.درصورتی که درشغلی که دارد ، حقوق بسیار بالایی میگیرند ولی دریغ از اینکه پولی درمنزل بگذارد و یااینکه در مخارج سالیانه منزل وفرزندان سهیم بشه!!!!!!...گاهی ایام عید با هزارزور و......پولی برای خرید لباس عیدمن و بچه ها می دهد و دیگه تمام....... ایشون فقط مایحتاج خوراکی منزل ،اونی که خودش میخواد را میخره و هرچه ما میگیم فلان چیز راهم نیاز داریم اعتنایی نمی کند .......کاش موضوع به همینجا ختم می شد.....!!!! وقتی حقوق من کفاف نمیده و برای درمان نیاز به پول دارم ایشون میگه پس حقوقت راچکارمی کنی درصورتی که خودش می دونه،دخترم جوونم درمنزل است و احتیاج به خیلی چیزها داره و خرج خودم وخرید وسایل منزل که زیربارنمیره ومیگه ازمظر من نیازی نیست !!!!....انگارهیچ .احساس مسؤلیتی درقبال من وبچه ها ندارد !!!!!...این موضوع وعدم عطوفت توجه به من و بچه ها باعث گوشه گیری و دوری فرزندان ازاوشده ونفرت پدر را،د دل دارند که چرا اینقدر بی تفاوت هست......ومیگن پس پدر چکاره اس؟ چرا اعتنایی نمی کنه... بااینکه ازحقوق خوبی برخورداره و پولشو ، صرف خرید ماشین مدل بالابراخودش وخرید زمین وملک می کند و دیگر هیچ.... هروقت هم نیازهامون رابهش می گیم میگه خودت که داری.... یااینکه میگه من ضرورتی نمی بینم...سی ساله همینجور زندگی می کنه وهرروز از روز قبلش بدتره .....بتازگی ازشدت کمردرد با اجازه خودش کارگرگرفتم برای نظافت خونه.....بهش میگم حقوقشون رابدین به زحمتی ،میگه من که ندارم..خودت بده... دائم ازنداری ونداشتن حرف میزنه که ندارم!!!!!!!........... در این خصوص میخواستم راهنمایی ام کنید.... چون من و دخترم وپسرم که کار میکنه و خرج خودش را درمیاره، همیشه نگرانیم بخاطر عدم مسؤلیت پذیری ایشون واینکه بااین رفتارهاش محبت را ازخونواده اش سلب شده و واقعا خلاء عاطفی داریم وگوشه گیریم... چون پدرش خشک وبی روح سوخت زندگی می کنه و فقط فکرونظرخودش رادرست میدونه.برای همین برای نه خرجی می کنه ونه پولی دراختیارمیگذاره در این خصوص راهنمایی میخواستم...
علیکم السلام. لطفا منصفانه از خودتان بپرسید: من غیر از اینکه سالها دغدغه کارم را داشتم و با آن سرگرم بودن و همه یا بیشتر انرژی داخل خانه را هم فقط برای بچهها صرف کردم، الآن چه نسبتی با این آقا دارم؟ چرا ایشان باید هزینههای شما را بپردازد؟ اگر بگوئید شوهر من است، با اینکه کلامتان ظاهرا درست است اما لطفا مؤمنانه از خودتان بپرسید: آیا من هم همسر او بودهام؟ آیا برای او آراستگی، مهر و محبت، نوازشگری، آرامشبخشی، جذابیت، کلام تشویقآمیز .... و آیا دلربائی داشتهام؟