نمایش پرسش شما

سلام و ادب شما در مورد آیه ۵۵...

2026-03-31 19:53:26 بسته شده
شما

سلام و ادب شما در مورد آیه ۵۵ سوره مائده فرمودین ما در نماز توجه مون به خدا و خودمون هست و یا خدا و مردم و معصومین توجه شون به خدا و مردم هست در نماز‌. چطور میشه از این من گذشت؟ اهل بیت و انسان های کریم عزت درونی دارن و از درون پر هستن. در خانه ای پر از مهر و محبت و با آداب و ادب بزرگ شدن. منی که توی فقیر ترین قشر جامعه از نظر اقتصادی و فرهنگی و دینی بزرگ شدم، در خانواده ای که اگر چه مسلمان اما شبیه اعرابی بادیه نشین از احکام حقیقی دین بسیار دورند. از کودکی با واژه صدقه سر پدرتون با عذاب وجدان بودن در این دنیا زندگی کردیم، ترس کمی بیشتر خوردن سر سفره غذا با نگاه های سنگین مادربزرگ، همانی که از ۵ ۶ سالگی به خاطر ج دادن بهش سیلی های پدر روانه میشد و از کلاس پنجم به بعد جنگ روانی دختر نبایددرس بخواند رو هدیه داد. پدری پرخاشگری که تمام عمر تا همین امروز تنها صحبتی که با ما داشت از زبان کتک و تحقیر و سرزنش بوده. ترس از شب شدن، برگشتن او به خانه و خبر چینی مادربزرگ و.... مادرم در جمع بین فامیل هیچ احترامی نداشت، جلو بقیه بارها زیر کتک رفت حتی وقتی حامله بود. این مادر هم برایش توجه و محبتی نمانده بود تا به فرزنداش هدیه کند. حتی یک مورد نبوده به خاطر پاکج گذاشتنم مورد هجمه قرار گرفته باشم. برای درس خواندنم، برای رد کردن ازدواج با مردی بی تفاوت، بی احساس، دور از حقیقت دین و صرفا برای غریضه جنسی بارها. دانشگاه قبول شدم و ارشد گرفتم رتبه اول کلاس شدم. تنها چیزی که عوض شد خواسته هایشان بود، پدر و مادری که خودشون رو موظف به هیچ تکلیف تربیتی مالی دینی عاطفی نمیدونستن و حتی به جشن فارغ التحصیلی نیامدن و تبریک هم نگفتن حتی در این سالها پول کرایه رفت و برگشت هم مربوط بهشان نبود حالا انتظار دارن که براشون خونه و ماشین بخرم و احترام در حد پرستش درحالی که اظهار نفرت میکنن که ما شانس نداریم از بچه. و دائم شکایت میکنن که دختر فلانی برای پدرش خونه خریده یا فلان کار کرده (خبرهایی که مثل همیشه مادربزرگ میاره) با زورگویی و تحت فشار گذاشتن شروع میشه (مساله رو به در و همسایه و فامیل میگن) و وقتی به نتیجه نمیرسن به باج گیری عاطفی و گریه و فقان میرسه و درنهایت به شکستن حرمت تعبیر میشه. مشکل اینجاست که این الگو بارها برام تکرار شده با دوست با استاد، سلطه پذیری و در صورت باج ندادن عذاب وجدان و احساس گناه خودم. چرخه ای که بارها در خانه تکرار شده. و مورد حسادت فامیلی که از همین جنس خانواده گسیخته هستند. در بی احترامی و بدرفتاری و نیش و کنایه اسراف میکنن. از حد میگزارنند اما تنها چیزی که زشت هست از طرف من و فاصله گرفتن از آنهاست. و عیب جدیدم از نظرشان: فامیل میگن دختر فلانی دیوونه شده هر روز حرم هست. همین تنهایی و دلشکستگی منو به اهل بیت رسوند و بعد با مدرسه قرآن آشنا شدم. و بارها پدر و مادرمو و همه رو بخشیدم ولی رفتار اونا به همون منوال و بلکه شدیدتر و بدتر ادامه داره، چطور انسان در این شرایط و در این تشنج مدام خالی باشه؟ کینه در قلبم هست و رهام نمیکنه همراه با عذاب وجدان دائمی و ترس از عاق شدن احساس کمبود محبت کمبود اعتماد به نفس و احساس خواری احساس تنهایی شدید در این محیط که همه گزاره ها منفی، خبیث و غیر طیب هست. دائم در غیبت و شمردن عیب دیگران و طلب کار از خدا و عالم و آدم از لحظه ای که چشم باز میکنن تا بخوابن. و اینها فقط بخشی از رنج و مشکلی هست که دارم. حتما خدا واقف هست به شرایطم و این زمینی هست که باید امتحان پس بدم. چطور مدیریت کنم. راه خروج و جهنمی نشدن در این شرایط چیست؟ راه رشد؟

پاسخ استاد غفرانی

علیکم السلام. لطفا پرسشتان را خلاصه و بدون توضیح و فقط در حد سه یا چهار سطر مجددا مطرح کنید.

شما

سلام مجدد چطور عذاب وجدان و احساس گناهی که نهادینه شده رو درمان کنم؟ قطعا هیچ عملی به دلیل احساس گناه پذیرفته خداوند نیست. چطور وقتی تجربه گذشت و بزرگواری و محبت رو نداشتم، خلاقانه محبت کنم و انسان بزرگواری باشم؟ در محیطی که تحریک های همیشگی قدیمی هست؟ چطور عزت نفس پیدا کنم که وابسته به هیچ عامل خارجی نباشد؟

شما

از دید روانشناسی الگوهایی که در کودکی شکل گرفته به سختی درمان میشه مثلا سخت چینی که از کودکی تجربه کردم هر بار به یک استرس و دعوای خانوادگی تبدیل شده، بر همین اساس الان حرف و قضاوت مردم مهم نیست برای تصمیم گیری هام اما زمانی که میشنوم فلان حرف پشت سرم گفته شده و از شهرستان به تهران رسیده همون استرس قدیمی و فشار روانی و تمایلم به قطع رابطه با اون افراد تکرار میشه. از نظر دین درمان اینطور مسايل به چه شکل هست؟

پاسخ استاد غفرانی

سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ لطفا سن، تحصیلات، جنسیت و مجرد یا متأهل بودنتان را بنویسید و بفرمائید چند واحد روانشناسی گذرانده و یا کدام کتابهای روانشناسی را خوانده‌اید؟ 2ـ با پاسخِ من، همه مطالب قبلی شما هم در گروه منتشر می‌شود که به خاطر حجم زیاد آنها مشکل ایجاد می‌کند. لذا خواهشمندم پاسخ بعدی خود را جدا از این سابقه ارسال کنید. ممنون.

خانه
مقالات
دوره ها
اطلاعیه ها
ورود
به آسمان نگاه کن ورود به سایت