باعرض سلام و احترام،پدری هستم که بالای هفتاد سال عمر دارم،چهارفرزند دارم فرزند آخرم دختر و حدودا سی ساله و مجرد هست و در خانه همین فرزندم مجرد هست ،از حدودا ۱۲ سال پیش در زمان کنکور ،دچار حالتهایی شد تا به الان پشت کنکور هست هیچ اجباری از طرف بنده برای خواندن رشته و دانشگاه خاصی برای ایشان نبوده هیچ گونه دخالتی در کارهایش نداشته ام همواره صبر کرده و به عهده خودش گذاشته ام اما متاسفانه حالتهایی دارد که من مستقیم پیگیر نشده ام اما از مادر و فرزندانم شنیده ام و تحت فشار از ناحیه آنها هستم که کاری در رابطه با فرزندم انجام دهم کمی عصبانیت و جدیت به خرج دهم و به زور متوسل شوم اما تاکنون فرزندم از من جز صبر ندیده...دخترم در اتاق طبقه دوم خانه مان هست و اجازه نمیدهد کسی وارد اتاقش شود فرزندانم از پنجره اتاق دیده اند که تا نزدیک سقف خانه کیسه زباله هست ،مدتی وسواس تمیزی داشت ساعتها در حمام بود و با لباس خیس خارج میشد تا لباس به تنش خشک شود اما الان به گفته همسرم یک ماه هم حمام نمیرود مدتی کلی لباس مبخرید و همه را پاره میکرد الان ممکنه یک سال فقط یک دست لباس تنش باشد غذا بامانمیخورد در رختخواب نمیخوابه روی زمین تنها میخوابه مشکلات دندان و چشم و پوست و...دارد اما دکتر نمیرود اهل معاشرت نیست ازجانب من اجباری نیست ظاهرش رفتارهای خوبی هم دارد اما این رفتارها رو فرزندانم و همسرم به من میگویند که او دارد و من نمیخواهم باور کنم بیماری فشار خون دارم نمیدانم باید چکار کنم هرچه ابن سالها مدارا کرده ام نتیجه بهبوذی حاصل نشده اما اکر خواهر و برادرانش و همسرم چیزی بگویند تهدید به خودکشی میکند به گفته همسرم نماز را هم ترک کرده ...البته این را بگویم که همسری دارم که بسیار اهل سرزنش و مقایسه و ...هست زبان محبت آمیز ندارد و بسیار به دخترم تذکر میدهد من نمیتوانم همسرم را تغییر دهم لطفا بفرمایید برای دخترم چکار میتوانم انجام دهم دخترم درس خوان و با استعداد و نمازخوان بود ...
سلام و رحمت الهی بر شما سرور محترم. ظاهرا باید ریشه مشکلات فرزند خود را در گفتار، رفتار، اخلاق و مواضع خودتان با همسرتان جستجو کنید. زیرا به نظر میرسد از ابتدای ازدواج تصور درستی از همسر نداشتید و از مسئولیتهای خود نسبت به همسر و خانواده غافل مانده و فقط به امور بیرون از خانه پرداختید و بر مبنای توقعات خود از ایشان، همه امور را به ایشان واگذار کرده و اکنون ایشان را مقصر اصلی میپندارید. بر مبنای تجربیاتم ابتدا باید گفتار، رفتار، اخلاق و روابط شما با همسرتان محترمانه، منطقی، عاشقانه و قرآنی، إصلاح شود تا ایشان با إصلاح برخوردهایِ شما، شأن والای زنانه و نقش آسمانی خود را بیابد و امور خانواده شما سامان پذیرد.
با عرض سلام مجدد، در مورد امورات که می فرمایید بنده تمامی خریدهای منزل،ثبتنام مدرسه بچه ها(در سالهای قبل) خریدهای لباس و ...در سن های کودکی حتی تا سن های بالاتر مسائل درسی مراجعه به مدرسه مسائل دانشگاه مسائل پزشکی مثلا به دکتر بردن بچه ها حتی خرید لوازم شخصی خانم ها کلا همه امور بیرونی رو بنده همراهی کردم و انجام دادم تا جایی که خود بچه ها میگفتن نه خودمون انجام میدیم و...کارهای شخصی خودم مثل شستشوی لباس و...خودم انجام میدادم حتی خیلی کم البته کارهای آشپزخانه و...،اما بله رابطه خوبی با همسرم از اول نداشتم ولی خیلی در برابر حرفهای تند و تحقیرآمیز همسرم صبرکردم و سکوت کردم در حال حاضر هم رابطه بنده با همسرم را شما تمام شده بدانید ولی در یک خانه زندگی میکنیم و همسرم را اذیت نمیکنم و...با این شرایط شما راهکاری به بنده بدهید راهکاری که مستقیما برای دخترم اجرا کنم در توان من نیست رابطه خودم و همسرم را درست کنم نه عمرم نه توان و انگیزه ای ندارم از شما عاجزانه تقاضای راهنمایی دارم
البته این نکته را هم بگویم من دیگر توقع زناشویی از همسرم ندارم همسرم کلا از اول تمایل کمی داشت و...ومن سالها شخصی راصیغه کرده ام و...ولی کسی از خانواده اطلاعی ندارد و رفاه مادی رابرای همسرم و فرزندانم در حد توانم فراهم کرده ام با مهربانی با آنها رفتار میکنم صبور هستم عصبانی و تندی ندارم جواب حرفهای تند همسرم را نمیدهم دست به زن نداشته ام هیچ وقت و... همسرم را همسر شناسنامه ای و مادر فرزندانم میدانم و ... با این اوصاف راه حل ترمیم رابطه ما را در نظر نگیرید و راه حل دیگری بفرمایید با تشکر
در یک کلام بگویم فرزندانم از من راضی تر هستن تا همسرم ،از لحاظ اینکه همسرم خیلی زبان تندی دارند تحقیر و سرزنش ومقایسه و تذکر خیلی زیاد ،حتی در مورد نماز و...خیلی به بچه ها تذکر میدن و باعث دلزدگی در نمازشان شده اند اهل صدای بلند و ...به هیچ عنوان کلمات محبت آمیز مثل عزیزم و جانم و...در کلام خود نداشته و ندارد همیشه نیمه خالی لیوان را میبیند با اینکه فرزندان تحصیل کرده پزشک و دبیر و...هستند اما باز هم رفتار خوبی با انها ندارد البته نا گفته نماند خیلی زحمت و کار خانه انجام میدهد و...ولی با منت و...
سلام و رحمت الهی بر شما پدر دلسوز و سرور گرامی. شاید مشکل اصلی اکثر والدین مذهبی اینست که خود را وقف بچهها قرار داده و هر کاری را برای آنها انجام میدهند و از ایجاد تفاهم و همدلی و زوجیت با همسرشان غافل میشوند و آن را تکلیف عقلی و شرعی خود نمیدانند در نتیجه سیادت فرزندان شکل نمیگیرد و نه تنها به موقع عاقل و بالغ نمیشوند بلکه با دلسوزی بیشتر والدین طلبکارتر هم میشوند. لذا تا تحول اساسی میان والدین و در خانواده رخ ندهد فرزندان در انجام تکالیف درسی، خانوادگی، اجتماعی و عبادی خود دچار سردرگمی خواهند بود. شرمندهام که راه میانبُری برای إصلاح ارتباط شما با فرزند محترمتان سراغ ندارم. البته دعای صادقانه و مخلصانه پدر میتواند بسیار راهگشا باشد.