سلام و عرض ادب آقای دکتر بنده ۲۹ ساله و مهندس ، همسرم ۳۱ ساله و وکیل هستند در دوران عقد به سر میبریم و به کمکتون نیاز داریم زمان بله برون و خواستگاری قرار بر این بود که ۶ ماه بیشتر عقد و نامزدی طول نکشد اما به مرور ، خلف وعده اتفاق افتاد و ناراحتی پیش اومد هرچند ایشون به دلیل کار و سرشلوغی و تلاش برای آینده بهتر شرایطشون ایجاب نکرد به قولشون عمل کنند ، اما به هرحال به حرف زده شده عمل نشد مسائل با دخالت مادرم و ناراحتی های ایشون شروع شد همسرم توسط ایشون تحقير شد ، من خیلی تلاش کردم که مادرم رها کنند و موضوعات رو به خودمون بسپارند اما ایشون به هیچ وجه حرف من رو گوش نمیدادند و الان به لجبازی ، بی احترامی ، جسارت و حتی زد و خورد رسیده است در حال حاضر همسرم در حالت انتقام و کینه قرار گرفتن و از همه اعضای خانواده مدارک و اطلاعات جمع آوری کردن ، تهدید میکنن چون وکیل هستن احساس حق به جانبی دارن و به هیچ عنوان گذشت نمیکنن میخوان که به مادرم درس بدن حتی رابطه مون به مشکل خورده چون نمیتونم طاقت تحقير های ایشون رو نسبت به خودم و خانوادم داشته باشم ایشون به اصرار نیت به انتقام دارند و حتی منو تهدید به هدر دادن عمرم میکنن با همه این ها بنده هنوز اعتقاد به هدایت شون دارم و خوش بین هستم آیا صبر من کار درستیه؟ من بین خانواده و همسرم گیر نکردم همواره همسرم رو حمایت کردم و زندگی خودمون رو انتخاب کردم اما ایشون بابت تحقیری که شده زمان عصبانیت بسیار به بنده جسارت و بی ادبی میکنند در حال حاضر همسرم انتظار دارن وسایلم رو بردارم و با ایشون برم سر خونه زندگی و اگر غیر این باشه اقدام های قانونی انجام بدن و من واهمه از بدتر شدن شرایط دارم از طرفی خوشبین و از طرفی بدبین هستم ممکنه منو راهنمایی کنین؟؟
سلام و رحمت الهی بر شما نورچشمی عزیز. در کتاب ازدواج چگونه؟ و مباحث ازدواج عرض کردهام که ازدواج باید طی چند مرحله انجام شود: اول: آماده سازی خود، دوم: آماده سازی والدین، سوم: مسائل انتخاب و خواستگاری، چهارم: مرحله (غیر اسلامی و مزخرف و پر حاشیهی) عقد، پنجم: مرحله ازدواج و فردای ازدواج و غیره. ظاهرا شما بانوی محترم، (و احتمالا خواستگارتان)(مانند غالب جوانان تحصیلکرده مغرور!!) به دو مرحله اول هیچ توجهی نداشتید در نتیجه ظاهرا ولایت پدر را نادیده گرفتید و زمام امور را از ابتدا به مادری سپردید که ازدواج اسلامی را نمیشناسد و حرمتی برای پدرتان و خودتان عملا قائل نیست و اجازه دخالت نداشته است، علاوه بر این تخلف، نمیدانستید که وقتی دوران مزخرف عقد را میپذیرید هرگز نمیتوانید طول مدت آن را قطعی کنید زیرا هزار عامل ناشناخته میتوانند آن را طولانی کنند، ضمنا ناشیانه و به اشتباه تلاش کردید هم از همسرتان و هم از خانواده متخلف خود حمایت کنید لذا به جای اینکه اختلاف پیشآمده را (مانند مدیری هنرمند) عاقلانه و مؤمنانه مهندسی کنید، خودتان هم وارد دعوا شدید و با همسرتان درگیر و عامل کدورت شدید و مثل بسیاری از ازدواجها (ی غیر عاقلانه و غیر اسلامی) با آش نخورده، دهانتان سوخته است. به نظر میرسد الآن تنها راه این باشد که با استعانت از خالق متعال ابتدا برای خودتان روشن کنید که میان دو گزینه همسر یا خانواده کدام را باید انتخاب کنید و بعد اگر شجاعانه همسر را انتخاب کردید باید با مراجعه به پدرها، مادرتان و همسرتان را از خر شیطان پیاده کنید و با عذرخواهی از دخالتها با قرارهای جدید (اما مطابق نظر همسرتان) توافق کنید. اما اگر مغرورانه و جاهلانه خانواده را انتخاب کردید چارهای جز جدائی ندارید. زیرا فرار شما از خانواده، (با اینکه شاید شرعا و قانونا مجاز باشد) اما زندگی آینده شما و فرزندانتان را برای همیشه تلخ میکند.