سلام خدمت استاد بزرگوار. وقت شما بخیر. سوالی از محضر شما داشتم این است که. من و همسرم حدود۹سال هست که ازدواج کردیم و ثمره ازدواجون دو فرزند هست. همسر من مقداری برای مهمونی رفتن یا بعضی مجالس از بعضی از بستگان من استقبالی نمیکنن و اصرار بر این دارند ک من تنها برم یا به همراه پدر و مادرم برم. حقیقت من یک مدت همراه با پدر و مادرم میرفتم اما چون قلبا بهم خوش نمیگذشت دیگ نمیرم اگ نیان اما همچنان همسرم اصرار دارن ک شما برو پاسوز من نشو من حوصله ندارم و از این قبیل حرفا. از طرفی دوست دارم که بچه هامون ارتباط داشته و توی جمع فامیل همراه با پدرشون باشن و این تنها رفتن یا اصلا نرفتن رو واقعا دوست ندارم. ممنون میشم راهنماییم کنید التماس دعا
سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ مهمانی رفتن همیشه عامل رشد اجتماعی فرزندان نیست بلکه گاهی عوارض منفی هم دارد. 2ـ مردهای زیادی از رفت و آمد با بستگان و مجالس خانوادگی و مسافرت به دلایل مختلفی پرهیز میکنند. وقتی زنان این افراد از همان ابتدای ازدواج جدا از شوهر به رفت و آمد و به مجالس خانوادگی و انواع سفرها میپردازند، انزواگزینی آنها تشدید میشود. اما اگر بانوان مؤمن مؤمنانه نقش خود را فهمیده باشند و هنرمندانه از تکروی حتی به مسجد و مراسم مذهبی و رزمایش أربعین خودداری کنند، آن احساس مردان به تدریج درمان میشود و کاهش پیدا میکند. لطفا با توکل به خداوند مهربان خود را با ایشان هماهنگ نشان دهید و بدون کمترین ابراز ناراحتی به همسر محترمتان بگوئید من بدون شما به بهشت هم نخواهم رفت، تا إن شاء الله تعالی همراهی ایشان ظهور پیدا کند.