سلام استاد. سال نو مبارک. من به لطف خدا باردارم. تقریبا خداروشکر تا دو ماه پیش همه چی خوب پیش میرفت اما این دو ماه اخیر همسرم کاری کردن که خیلی ناراحت شدم. اصرار دارن که به مادرت بگو بیاد پیشت! مادر من شهرستان هستن و من میدونم شرایط زندکیشون چطوریه که نمیتونه بیاد و اینکه واقعا نه روم میشه نه میتونم زحمتم رو بدم به ایشون. دعا کرده بودم بارداری سختی که نیاز به مراقبت و استراحت مطلق و اینا داشته باشه نداشته باشم. الحمدلله ندارم. اما متاسفانه سر نیومدن مادرم بارها همسرم حرفایی زدن که دلم شکسته... حتی مثلا اینکه تو بچه شون نیستی که نمیاد پیشت! مادر من خودشون عمل زانو داشتن بخاطر من چندماه عقب انداختن. همسرم آدمی هستن که اگه خدایی نکرده فردا بچه کوچکترین مشکلی داشته باشه دیگه دایم به روم میاره و منو مقصر میدونه. میگه تو نگفتی مادرت بیاد پیشت برات غذا درست کنه! دایم میگه من میدونم تو نمیدونی! میگم من شرایط مادرم رو میدونم نمیتونه بیاد منم واقعا نیاز به مراقبت ندارم که کسی پیشم باشه خودم دارم کارامو میکنم به هر سختی که جسمم داره چون کسی نمیتونه درد جسمی منو که طبیعی هم هست رو کم کنه. همین که ان شاءالله بعد زایمان بیاد کمکم لطف بزرگیه... اما قبول نمیکنه و تا به حال چندین بار ناراحتی شدید بینمون پیش آورده... چکار کنم؟! لطفا دعام کنید
سلام و رحمت الهی بر شما. ضمن تبریک سال نو و عذرخواهی از تأخیر در پاسخ. لطفا بدانید که حاضرجواب بودن زیبنده بانوان مؤمن نیست و برای هیچ شوهری خوشایند نیست (برای فرزندان هم مفید نیست. ) پس لطفا در هر زمینهای پذیرنده باشید و از واکنش فوری و جدال لفظی با همسر محترمتان بپرهیزید. لطفا وقتی ایشان نظرش را در هر زمینهای مطرح میکند، ابتدا با گفتن چشم آن را بپذیرید و از پیشنهاد او تشکر و آن را خیرخواهانه و نشانه محبت و توجه او به خودتان تلقی کنید و بعداً با طرح پرسشنهای سنجیده و مناسب به بررسی آن نظر بپردازید. بارها از ایشان تشکر کنید که این قدر به راحتی شما میاندیشد، لطفا از مادر سببی خود نیز خیلی تعریف و تمجید کنید. (بدون اینکه مادر نسبی خود را با ایشان مقایسه و تحقیر کنید.) با مادر عزیزتان تماس بگیرید و نظر همسرتان را مطرح کنید چه بسا مادرتان مایل به آمدن باشد. شاید بگویند گرفتارم و فعلا نمیتوانم بیایم و همان پاسخ را به همسرتان بگوئید. لطفا بدانید که هر بانوی بارداری بیش از توجه به فرزندش باید به شوهرش توجه کند!!!! زیرا نگرانی ذهنی شوهر نسبت به حال همسرش و مسئولیت فرزندی که قرار است بر دوش بگیرد شاید بیشتر از دردی باشد که شما بانوان تحمل میکنید. پس همانطور که شما نیازمند آسایش هستید او نیازمند آرامش است. لطفا با شیرین زبانی و تشکر از توجه و زحماتی که او نسبت به شما انجام میدهد، آینده و افتخار پدری را برایش شیرین کنید. پس بسیار هنرمندانه مراقب باشید که همسرتان (قبل و بعد از زایمان) احساس نکند برایش هوو آوردهاید و بچه میان شما و او فاصله ایجاد کرده، پس بیش از معمول به او توجه و او را نوازش و به وجود او افتخار کنید و با در نظر گرفتن نکات مثبتش بگوئید: خوشا به حال فرزندم که چنین پدر مهربان، مؤمن، پر تلاشی .. دارد. لطفا حتی الإمکان با وضو و ذاکر باشید و با انس روزانه با قرآن و خواندن دعاها معنویت خود را تقویت و با نظر پزشکتان، هر روز نرمش و پیادهروی داشته باشید و از هر گونه عصبانیت و پرخاشگری و صفات رذیله و امواج وسائل برقی و الکترونیکی و ممنوعات دیگر اجتناب کنید و با توجه به ظرفیت همسر محترمتان درباره هر مطلب قرآنی، اخلاقی، رفتاری، یا آینده فرزندتان با ایشان گفتگو کنید و با تکرار اینکه من حالم خوبه و إن شاء الله بچه طبیعی به دنیا میاد فشار ذهنی او را کاهش و این دوره را برایش شیرین کنید. امیدواریم با استعانت از خالق مهربان و استمداد از مادر نازنینمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیه خداوند فرزند سالم و صالحی را برایتان مقدر فرماید تا زندگی شما را گرمتر و شما را به همسرتان نزدیکتر و صفای خانواده شما را بیشتر کند. إن شاء الله تعالی