باسلام. من ناخواسته، به علت مریضی همسرم، هم، پدرشدم دهم مادر. سرکارمیرفتم وکم کم بین من وبچه هام فاصله افتاد. الان حال شوهرم بهتره ولی حال من بد. خسته وزود عصبانی میشم. ونمیتوانم مثل مادرها محبت کنم. سرکار میرم. التماس دعا وبعد راهکار میخواستم🙏🌹
علیکم السلام. 1ـ چیزی را علیه خود به خودتان تلقین نکنید. 2ـ هر مخلوقی همه قدرت و توانش را فقط از خداوند میگیرد. پس بکوشید هر روز یک صفحه، نصفه صفحه یا یکی دو آیه از کلام الله را بخوانید و تا شب به یکی دو را بخوانید و درباره یکی دو کلمه آن و یا به ترجمه یکی دو آیه آن دقت و با اطرافیان درباره آنها گفتگو کنید. با انس روزانه با کلام خالقتان قطعا روحیه شما بهتر خواهد شد. 3ـ کم کم از همسر محترمتان و فرزندان عزیزتان در انجام کارها (با تمارض یا هر بهانه و ترفند دیگری) کمک بگیرید و هرگز به کار آنها ایراد نگیرید. 4ـ حتما برای بیشترین کارهای خانه برنامه کتبی داشته باشید تا در هر روز هفته خودتان و اهالی خانواده بدانید و بدانند که امروز چه کارهائی باید انجام شود و وقتی در خانه هستید برای خود در طول روز چند بار زنگ استراحت بگذارید و چند دقیقه دراز بکشید تا خستگی از بدنتان خارج شود. 5ـ تا نفهمید که از نظر شرع و قانون هیچ مسئولیتی در قبال فرزندان ندارید، حرص و جوش شما کاهش پیدا نمیکند. 6ـ هر فرزند بزرگتری را مسئول فرزند بعد از خود بدانید و سلسله مراتب را رعایت کنید و از بزرگتر بخواهید کوچکتر از خود را مدیریت کند. اینگونه فشار کارها از روی دوش شما برداشته و آرامشبخشی شما بیشتر میشود. 7ـ نمازهایتان را به همسر محترمتان إقتدار کنید و به مفاهیم نماز خیلی دقت کنید. نماز شما را به تنظیمات کارخانه و به فطرتان بر میگرداند و شما را به روز رسانی میکند.