با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار خانمی ۴۵ ساله با دو فرزند پسر ، یکی ۲۳ ساله و دیگری ۱۵ ساله، پسر بزرگم متاسفانه خیلی از خط قرمز های من و پدرش را رد کرده ، نماز نمیخونه، به شدت اهل رفیق ،و خوردن مشروب ، بعضی اوقات بدون اینکه ما بدونیم علت چیه خیلی سرد و بیتفاوت با ما رفتار میکنه ، در حالتهای معمولی به خانه میاد یا از خواب بیدار میشه به سختی سلام میکنه گاهی اوقات اصلا سلام نمیکنه ، واقعا من و پدرش در مونده شدیم ، خوردن مشروب را نجس و حرام نمیدونه ،لطفا وظیفه من و پدرش را هر کدام جداگانه بفرمایید و ما را راهنمایی کنید
سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ احتمالا مثل غالب دختران مذهبی فرق ازدواجهای رایج با ازدواج اسلامی برای شما روشن نبوده لذا از ابتدای تولد فرزندان، نمیدانستید یا نمیخواستید یا نتوانستید مقام ولایت پدر را به رسمیت بشناسید و عملا رعایت و حرمت پدر را به فرزندان تفهیم کنید و با دلسوزیهای مادرانه مقام ولایت پدر را غصب کرده و در نتیجه مانع عاقل و بالغ شدن فرزندتان شدهاید. 2ـ لطفا گذشته خود را عاقلانه و مؤمنانه مرور کنید اگر احتمال بالا را وارد میبینید به خاطر همه قصورها و تقصیرهای خود بسیار استغفار و توبه و از همسر محترمتان حلالیت بجوئید و از همین الآن فرزندان که طبق نظر قرآن هیچ تکلیف مستقیمی نسبت به آنها ندارید را طلاق بدهید و با همه انرژی خود فقط به تنها تکلیفتان یعنی جهاد همسرداری بپردازید. 3ـ فرزند ارشد شما به سن بلوغ رسیده و از نظر قرآن و قانون مختار است و والدین شرعا و قانونا اجازه ندارند نظر خود را به او تحمیل کنند. البته پدر میتواند برای ورود آن فرزند متخلف به منزل چند شرط بگذارد که اگر رعایت نشوند او را به منزل خود راه ندهد. البته در زمانی که پدر فرزندش را تهدید میکند، مادر باید بسیار هنرمندانه به عنوان مدافع فرزند (و با طرح نکات مثبت فرزند) از طرف او قول بدهد که پسر حتما رعایت خواهد کرد و برای تحول فرزند فرصت بگیرد. 4ـ لطفا إصلاح افکار، گفتار، رفتار، اخلاق و موضعگیریهای خود را مهمتر از اصلاح فرزند بدانید تا دعاهای شما برای خودتان و همسرتان و فرزندانتان زودتر به إجابت برسند. 5ـ لطفا احتمال بدهید (یا وانمود کنید) که درباره تخلفات فرزندتان اشتباه کردهاید و آن تخلفات را به زبان نیاورید و تکرار نکنید و مراقب فرزند کوچکترتان هم باشید که تخلفات برای او لوث نشوند و من بعد به نحوی خانواده را مدیریت کنید که شرائط عاقل شدن او فراهم شود.