سلام وقتتون بخیر من داروهای اظطراب ۹ سال استفاده میکنم.برای یه اتفاق حالم میریزه بهم وترس هام فعال میشن.الان بعد از ۶ سال ساخت وساز توسط خود همسرم ،یعنی رنگ وموزاییک و..خودش انجام داده وبرای همین طولانی شد.الان که آخر کارهاش به امید خدا،ترس از باور چشم ونظر پررنگ تر شده ومن چون تو این خونه قدیمی،یه مکان امن برای خودن درست کرده بودم وبهانه میآوردم که شرایط مهمان ندارم راحت بودم،ولی الان هم ذوق خونه شیک را دارم وهم ترس رفتن.وهمینطور هم بلاتکلیف هستیم چون از هرکاری یه ذره مونده ،مثل بستن شیر آلات ،دریچه کولر،برق وارت همون واحد ۴ و.. وفکر به اینکه بعد ۱۸ سال اثاث نو نیاز دارم ولی ترس ازاینکه مامانم گناه داره ،ناراحت میشه خونه منو با اثاث نو ببینه.فکر وذهنم را ریخته بهم وذهنم شلوغ شده وقوای بدنم را گرفته وزود خسته میشم وترس از حال بدی هم دارم البته تا چند تا برگه مینویسم کمی بهتر میشم ولی دوباره،این افکار میان تو ذهنم،ومخصوصا دختر ۱۴ سالم پرخاشگر شده وبه خاطر اینکه خونمون قدیمی وماشینمون پراید،تخریب مون میکنه.نگران اونم هسته که افسرده نشه .چون همش میره خونه عموش ومیگه کی درست میشه خونه تابیام لطفا راهنمایی بفرمایید
سلام و رحمت الهی بر شما. بانوی محترم؛ ساختار وجودی انسان به نحوی است که اگر دائما خود را در محضر خالقش نبیند و قلب و اندیشه خود را هر روز با کلام الله جلا ندهد زندگی برایش در هر شرائطی سخت و طاقتفرسا میشود. لطفا ضمن انس روزانه با کلام الله بکوشید بیش از پیش به آراستگی و نشاط خود و به تشویق نکات مثبت همسر محترمتان بپردازید و شاکر و قدردان نعمتهای فراوان الهی باشید و تلاش کنید زیبائیهای زندگی را ببینید و به فرزندتان بنمایانید تا در هر شرائطی از زندگی و بندگی خود لذت ببرید.