با سلام و عرض ادب. بنده چند سالی هست ازدواج کردم.شوهر بنده اخلاق متعادلی ندارد و نرمال نیست بسیار زود عصبی و پرخاشگر میشود و در همه مسائل حتی مسائلی که داخلی درونش نداشته باشم بسیار پرخاشگری و سماجت کرده که آدم را به مرز جنون میبرد.بارها از زبان خودش و مادرش شنیدم و که در زمان کودکی مسایل ناگواری برایش پیش آمده که بنده مطمئنم این رفتارهای نامتعادل الان ریشه در مسایل گذشته ایشان دارد.بنده هرگز مادر و پدر ایشان که باعث رنج الان بنده شده اند را نمیبخشم بعضی مواقع خودم هم دلم برای همسرم میسوزد زیرا قطعا با این رفتارها خودش هم در عذاب است.من واقعا در عذاب هستم و خودم هم دچار بیماری اعصاب شده ام و اصلا چشم دیدن پدر و مادر ایشان را ندارم بنده چه کنم؟
علیکم السلام. ظاهرا شما هم نمیدانید که مردها فقط برای لذت بردن از شیرینزبانی، آراستگی، چهره خندان، مهربانی، جذابیتهای دلربای شما زنان با شما ازدواج میکنند. و احتمالا نمیدانید که هیچ مردی دوست ندارد خانمش استاد فلسفه، اخلاق، حاکم شرع، سیاستمدار، روانشناس، گشت ارشاد، بازجو و أهل موعظه و نصیحت و غر زدن و منتقد و معترض باشد. پس لطفا از دلسوزی و پرحرفی و هر بحثی با همسر محترمتان خودداری کنید تا ایشان عصبانی نشود و شما را دیوانه نکند. لطفا با انس روزانه با کلام الله و اندیشیدن درباره کلمات و آیات آن نگاهتان را آسمانی و قلبتان را آرام کنید تا بتوانید حساسیتهای او را شناسائی کنید و روی أعصاب او رژه نروید و بکوشید با رفتارهای جذاب ایشان را مجذوب خود کنید تا به تفاهم و همدلی و شادکامی برسید.