سلام جناب دکتر! طاعات قبول استاد برای دختری که خواستگار نمیاد، با وجود داشتن نسبی گزینه های مورد نظر، چه باید کرد؟ سن ۴۲ تحصیلات ارشد نه اینکه منتظر باشم تا درس تموم بشه! از ۱۸ سالگی و حالا مدام پاپیچ مادر بیچاره میشم و از اینکه اون در کنار پدرم هست زجر میکشم و دلیلی میشه بدون اراده، برای اذیت و آزار رسوندن بهش، در جائیکه ۱۸ سالگی از دوستانش برام خواستگار جور کرد و پدرم با مخالفت که هم دخترم باید درسش و ادامه بده هم خواهرای آقا بی حجابن ، ردشون کرد با مخالفت مادر که میگفت ازدواج اولویت داره به تحصیلات ی که صرفا برای مدرک هست......... ولی پدر پیروز شد! و مادر نالان خودم میدونم مقصر پدر ه و مادر خواستار پسر دوستش بود ولی مدام بدلیلی که ذکر شد از مادر ایراد گرفته و پاپیچ میشم غر میزنم دعواش میکنم اگر با پدر حرف بزنه خون جلوی چشمامو میگیره تا اشکشو در نیارم ، ول کن نیستم اوائل بلافاصله عذرخواهی میکردم ولی چون زیاد تکرار میشه شاید در طول روز چند بار دیگه نه عذرخواهی پیامکی نه لفظی..... چون درد خودمو میدونم مدام جلوش از بابائی که بخت اولمون رد کرد، تعریف میکنم و قربون صدقه اش میرم، بنظرم شیطان درونم میخواد از خونه بیرون کنه که من بمونم با پدر توی گروه میبینم خواستگار های ناب و بدون دلیل رد میکنن خون میخورم
سلام و رحمت الهی بر شما نورچشمی محترم. لطفا به وبگاه به آسمان نگاه کن مراجعه و مباحث ازدواج را بشنوید زیرا عملکرد شما با والدینتان نشان میدهد که برای ازدواج اسلامی از گفتار، رفتار و اخلاق مناسب و آمادگی لازم برای مدیریت احساسات خود و جهاد همسرداری برخوردار نیستید.