نکته ششم:
با سلام و احترام؛
مقدمه اول: طبق آیاتِ قرآن، انسان با دو کشش متضاد درونی موقتاً و برای آزمایش به دنیائی آورده شده که طبق آیه 3 سوره طلاق همه چیزِ آن 2 جنبه ظاهری (واقعی) و باطنی (حقیقی) شبیه به هم دارد و طبق آیه 20 سوره حدید، مثل شهرِ بازی، ظاهرِ آن پُر از لهو و لعب و بسیار فریبنده و فانی اما باطنِ آن مخفی و پنهان و پایدار است که با این آزمایش افرادِ باطنبین لایقِ جنّت و افرادِ ظاهربین لایقِ جهنّم از یکدیگر تفکیکِ میشوند.
مقدمه دوم: برای اینکه انسان در هر شرائطی بتواند فرق: باطن و ظاهر، حقّ و باطل، خیر و شر، زیبائی و زشتی، خوبی و بدی، تمام و ناقص، کامل و ناقص، پاکی و پلیدی را درک و بهترین را انتخاب کند و دائما در حال زندگی باشد و تکلیف خود را در هر زمینهای درست تشخیص دهد، خداوند عقل (و لوازم تعقّل) را در اختیار او قرار داده که اولین مخلوق و تنها وجه مشترک همه مردم جهان در طول تاریخ و بهترین چیزی است که خدا در اختیار همه مردم قرار داده است.
مقدمه سوم: برای آنکه انسان از فطرت و فاطر و خالقِ خود و در حال آزمایش بودن و از آخرتش غافل نشود و تفکر و تعقل و علوم بالقوه او یادآوری و فعال شوند و بتواند به علمِ غیب و معنویتِ انسانی و نگاهِ آخرتی و شوق لقاء الله دست پیدا کند و به کمال هدایت شود، خداوند سفیرانی را در هر زمان و مکانی با عناوینی مثل: هاد، منذر، نبی، رسول، امام، مبلّغ، مذّکر، آیت، حجّت، رجل، وصی، ملک، فقیه .. مأمور نموده تا با همه مردم إتمام حجت شود و هیچ فردی بهانهای برای غفلت، حیرت، ضلالت و تخلفات خود نداشته باشد.
نتیجه: مشکل اصلی بشر (حتی افراد مذهبی) با همه أنبیاء، أوصیاء، مرسلین، منذرین، أولیاء، ناصحین و رهبران الهی اینست که عقل را ناقص میپندارند و بر مبنای محاسبات ذهنی خود را فریب میدهند و خودخواه و متکبر میشوند. بشر فقط با بیإعتنائی به حجّتِ باطنی و عقل خود از هر رسول منصوب الهی ایراد میگیرد و إطاعت نمیکند اما از هر طاغوت بدخواهی تبعیّت میکند: سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً ... غافِلينَ (أعراف/146) وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنيدٍ (هود/59)
به عنوان مثال قرآن میفرماید: قوم ثمود ابتدا کوردلی را پسندیدند: وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى ... (فصلت/17) بعد علیه عقل خود طغیان کردند: كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها (شمس/11) سپس هر خیرخواه و هشداردهنده و رهاکنندای را تکذیب کردند: كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ (قمر/23) كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلينَ (شعراء/141)