در اسلام و همه کشورهای جهان « هر جعل و نصبی » به دو صورت « خاص یا عام » انجام میشود:
اول: « جعلِ خاصّ »:
هر جعل و انتصابی است که (مانند حکم استخدامی معلمین و کارکنان ادارات مختلف) فقط برای « نام فرد خاصی » انجام میشود.
چند نمونه از « جعل خاص » در اسلام:
إِنِّي « جاعِلُــكَ » لِلنَّاسِ إِماماً ... (بقره/124) (خطاب به: حضرت إبراهیم صلوات الله علیه)
إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ « جاعِلُوهُ » مِنَ الْمُرْسَلينَ (قصص/7) (منظور حضرت موسی علیه السلام)
وَ كَذلِكَ « يَجْتَبيكَ » رَبُّكَ ... عَلى أَبَوَيْكَ ... إِبْراهيمَ وَ إِسْحاقَ ... (یوسف/6)(خطاب به حضرت یوسف علیه السلام)
ما كانَ « مُحَمَّدٌ » أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ « رَسُولَ اللَّهِ » وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ ... (أحزاب.40)
در: حدیثِ « غدیر »، حدیثِ « منزلت »، حدیثِ « جابر »، .... و انتصابِ: جنابِ « سلمان »،« محمّد بن ابیبکر »،« مالک اشتر » و حضرت « عبدالعظیم حَسَنی »، ... (برای استانداری بصره و مصر و خراسان)، و در انتصابِ: « نوّاب أربعه » نیز « جعلِ خاص » با نام انجام شده است.
دوم: « جعلِ عام »
هر جعل و انتصابی است که (مانند انتصاباتی که در قانون اساسی برای ریاست شورای أمنیت کشور، شورای عالی فرهنگی، شورای عالی آموزش و پرورش و ... انجام شده) برای « هر فردی » که « مشخصات معینی » را « در هر زمانی » إحراز کند.
چند نمونه از « جعل عام» در اسلام:
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا {1ـ الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ 2ـ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ 3ـ وَ هُمْ راكِعُونَ } (مائده/55) (پس فقط مؤمنینی با این سه خصوصیت بر مؤمنین « ولایت » دارند.)
... إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ { عَنْكُمُ } الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً (احزاب/33) (پس فقط مؤمنینی که مصداق « أهل البیت » باشند از « عصمت الهی » برخوردارند.)
... يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقينَ (توبه/119) (پس فقط مؤمنینی که « مظهر صداقت » هستند بر مؤمنین « ولایت » دارند.)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا { الرَّسُولَ } وَ { أُولِي الْأَمْرِ } مِنْكُمْ ... (نساء/59)(پس هر که مصداق « رسول » و « أولی الآمر » باشد « إطاعت » از او « واجب » است.)
در: حدیثِ « سفینه نوح »، حدیثِ « ثقلین » و سخنِ حضرت « أمیرالمؤمنین » صلوات الله علیه در « خطبة 173 » و روایتِ « حنظله » و روایتِ « حوادث واقعه » و سخنِ حضرت « امام حسن عسکری » صلوات الله علیه (در وسائل الشیعه، ج 27، ص 131) و دهها روایت دیگر از مصادیق « جعلِ عام » هستند.
سه نمونه دیگر از « جعل عام » در قرآن:
اول: وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ { يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ } ... (کهف/28)
(و با آنان كه خدایشان را صبح و شام مىخوانند و توجّه او را مىخواهند، صبورانه همراهی كن ...)
دوم: اتَّبِعُوا { مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ } (یس/21)
(از آنان كه أجرى از شما نمىخواهند و خودشان « هدایت شدهاند »، پيروى كنيد.)
سوم: ... { وَ اتَّبِعْ سَبيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ } ثُمَّ إِلَـيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (لقمان/15)
(... و پیروی کن (بطور مطلق) از « حاکمیتِ » آن « فردی » كه (آنقدر) « توجّه » او به من زیادست که « نایبِ من » شده، .... )
نکته مهم: « همه أنبیاء الهی » با إرائه یک یا چند « معجزه »،« انتصاب الهی » خود را برای مردمِ عاقل « إثبات » کردهاند.
پس مؤمنینِ عاقل در هر زمانی باید با « تشخیص معجزه » و یا با شناسائی « افراد » دارای « خصوصیاتِ » مطرح شده در بالا را بشناسند و او را « منصوب الهی » بدانند و به طور « مطلق » و در همه أبعاد زندگی از او « إطاعت » و « تبعیت » کنند.