شناخت رهبر ۱۲
شناخت رهبر ۱۲

شناخت رهبر ۱۲

«مهمترین مشخصة همة أنبیاء و رسولانِ الهی و أوصیاء یا نایبانِ آنان»

«مهمترین مشخصة همة أنبیاء و رسولانِ الهی و أوصیاء یا نایبانِ آنان» این است که هرگز «تشنة قدرت، شهرت و محبوب شدن» نیستند و گفتار و رفتاری مثلِ «دیکتاتورها» ندارند.

أکثرِ آنان «ولایتِ تکوینی» و «إجازه تصرّف» در «همة امورِ جهان» را دارند و «أفکار» و أعمالِ همة مردم را اگر بخواهند می‌دانند، زیرا «شاهد» و «خزانه‌دارِ علمِ الهی» هستند.

مثلاً با إذن الهی می‌توانند:

  • دریا را بشکافند.
  • تختی را در ۱ آن از یمن به فلسطین بیاورند.
  • از موادِ ذخیره شده در منازل خبر دهند.
  • مُرده را زنده کنند.
  • نیازها را بدانند.
  • پرسشهای ناگفته و نانوشته را پاسخ دهند.

آنان با آنکه «برگزیده و منصوب و مأمور الهی» هستند، اما تا «مطلوب و مقبول» أکثرِ مردم و با حمایت آنها «مبسوط الید» نشوند، هرگز وارد عمل نمی‌شوند و از «توانمندی‌هایِ الهی» و از «اختیاراتِ قانونی» خود استفاده نمی‌کنند و نظرِ خود را به مردم «تحمیل» و «آزادی» آنها را «سلب» نمی‌کنند و برایِ آنها تصمیم نمی‌گیرند و «وظائفِ» آنها را نیز «انجام نمی‌دهند.»

 

لذا رسول أکرم صلی الله علیه و آله، ۱۳ سال در مکه و سالها در مدینه بر انواعِ أذیت و مزاحمت صبر کرد تا با «بیعتِ» مؤمنین در «حدیبیه» و با «فتح» و گشایشِ بزرگ الهی، عظمتِ ایشان نمایان شد.

 

حضرت أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه نیز در خطبه ۳ نهج البلاغه با مرورِ حوادث ۲۵ ساله غصبِ خلافت، به خاطرِ «۳ حجّت» وارد صحنه شدند و زمامِ «حکومتِ بی‌ارزشِ‌» مردم را پذیرفتند و فرمودند:

۱ـ لَوْ لا حُضُورُ الْحاضِرِ

۲ـ وَ قِيامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ

۳ـ وَ ما أخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ أنْ لا يُقارُّوا عَلى كِظَّهَ ظالِم وَ لا سَغَبِ مَظلُومٍ لاْلَقْيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبها

(خطبه/۳)

به خدا سوگند قبلاً مردم گرفتارِ خطا، سركشى، بى‌ثباتى و إعراض از حقّ بودند...

و اگر با هجومِ آنها و حضورِ یاران حجّت تمام نمى‌شد و خدا علماء را متعهّد نمی‌کرد که در سیرى ظالم و گرسنگىِ مظلوم ساکت نباشند، أفسارِ حکومت را بر گردنش ‌انداخته و رهايش مى‌كردم...

زیرا از ... بی‌ارزش‌تر‌ است...

آن حضرت به خاطرِ حمایتِ جاهلانة مردم از ۳ غاصبِ خلافت، ۲۵ سال هیچ دخالتی در امور نداشتند.

 

حضرت إمام خمینی رحمه الله علیه نیز علی الأصول با انتخابِ آقایان بازرگان، بنی‌صدر و منتظری هرگز موافق نبودند، اما برای جلوگیری از «توهّمِ دیکتاتوری»، نظرِ برخی خواص و رأی مردم را پذیرفتند.

 

إمام شهیدمان رحمه الله علیه نیز با بیانی مستدل، مستند و صریح دربارة تخلّفاتِ مسئولین بارها خصوصی و علنی إعلام مخالفت می‌کردند، اما برای گریز از «دیکتاتوری»، نظرِ منتخبِین مردم را می‌پذیرفتند.

 

حضرت إمام سید مجتبی خامنه‌ای حفظه الله تعالی نیز علی الأصول مذاکره با شیطان را إجازه ندادند، اما برای جلوگیری از این توهم که «ولی فقیه، دیکتاتور» است، «تعهّدِ منتخبِ مردم» را پذیرفتند.

 

«مبسوط الید بودن» یعنی چه؟

یعنی:

«اوج عقلانیّت و معرفتِ مردم و إضطرارِ آنها به قبله‌نما و بلوغِ آنها در امام‌داری.»

 

قرآن می‌فرماید:

إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ

(رعد/۱۱)

(تا مردم خودشان نخواهند و خودشان پای کار نیایند خداوند وضعِ هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد...)

یعنی:

خدا «تغییر هر قومی» را فقط با وساطتِ «رهبر و سفیری از جانبِ خود» انجام می‌دهد.

پس:

  • «قدرتِ رهبر در دست مردم»
  • «إقتدارِ مردم در دست رهبر»

است.

لذا از «رهبرِ بدونِ مردم هیچ کاری برنمی‌آید» و «مردمِ بدون رهبر نیز به هیچ عزّتی نمی‌رسند.»

 

لذا قرآن می‌فرماید:

هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَ بِالمُؤمِنین

(أنفال/۶۲)

(خداوند تو را از طریقِ مؤمنین حمایت می‌کند.)

پس اگر مردم «حامی رهبر» و «مُسلمِ» زمانشان نباشند و او را یاری نکنند، او «مبسوط الید» نمی‌شود و آن مردم «حُرمت و أقتدار» پیدا نمی‌کنند و «محکوم به ذلت و خواری» خواهند بود.

 

پس مردم در همة امور اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره می‌توانند صاحب نظر و در ترجمه و تفسیر قرآن، عالم و فقیه باشند، اما «همة عوام و خواصِ مسلمان حتّی معصومینِ غیر منصوب»، «باید» در همه أبعاد زندگی «مطیع و تابعِ نمایندة خداوند در هر زمان» باشند تا دستِ او «باز» باشد و «تعالیم و أوامرِ الهی» که به نحوی به او می‌رسد را در همة امور به إجرا درآورد.

 

مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً

(نساء/۸۰)

 

«مضارع بودن یُطِع» یعنی خداوند «در هر زمان» رسولی را در دسترسِ مردم قرار داده و می‌دهد.

اما «منافقینِ مرتبط با یهودِ کافر» برای ممانعت از نوشتنِ «وصیت‌نامه» توسط حضرتِ رسول أکرم صلی الله علیه و آله و جلوگیری از تصریح به «خلافتِ حضرت أمیرالمؤمنین» صلوات الله علیه، آن روز با إدّعای:

«حسبنا کتابُ الله»

مانعِ آوردنِ قلم و کاغذ شدند و مردمِ هم «بیعتِ ۳ ماه قبل» خود را در «غدیر» فراموش کردند و در «سقیفه» خودسرانه از پیری بدسابقه، ناأهل، بی‌برنامه و اسیرِ یهود حمایت کردند و «خلافتِ الهی» (جز ۴ سال و چند ماه) تا امروز «غصب» شد.

 

«أذنابِ» آنها امروز نیز با توهم مُسن بودن و با استناد به «پیمانِ مکّه» (که آنرا صلح حدیبیه می‌نامند) و «پیمانِ حضرتِ امام حسنِ مجتبی صلوات الله علیه با معاویة خبیث» (که ایشان شکستِ سپاهشان را زیرکانه به صُلحی مقتدرانه تبدیل کردند) می‌کوشند «نظرِ» خود را به «رهبرمان» تحمیل کنند و با کاری غیر عاقلانه و غیر شرافتمندانه و تفاهم‌نامه‌ای حقیرانه «إقتدارِ» جبهة مقاومت را کاهش دهند.

اما طبقِ أصلِ ولایتِ فقیه، صیانت از کیان نظام اسلامی و حفظِ مصالحِ اسلام و مسلمین «فقط» با نوّابِ امامِ زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که فرمودند:

فانّهم حُجتی علیکم و أنا حُجة الله علیهم

 

لذا آیت‌الله نوری به رئیس دولت گفتند:

همه باید حول محور رهبری معظم انقلاب وحدت داشته باشند و ایشان را فصل‌الخطاب بدانند. رابطة آنها باید رابطة امام و رهرو باشد.

آیت‌الله مکارم شیرازی نیز گفتند:

هرچه فاصله میان دولت و رهبری کمتر باشد، موجب دلگرمی و آرامش بیشتر مردم خواهد شد.

دعا

«خدایا؛ یاریمان کن تا با إطاعت از ولایتِ فقیه از خودسری و ولایتِ سفیهان رها شویم.»

خانه
مقالات
دوره ها
اطلاعیه ها
ورود
به آسمان نگاه کن ورود به سایت