قله خیالی

زمینِ آزمایش انسان در دنیا، « مسطح » است و هیچ « قلّه » یا « پرتگاهی » ندارد.

اما اگر انسان از « مبدأ و معبود و مقصد و مقصودِ » خود « غافل » شود،

و برای « برتری جویی » از « کوهِ »:

« مدرک، ثروت، قدرت، شهرت، شهوت، عناوین و لذّت­های دنیایی » بالا برود،

خداوندِ رحمان، « امکاناتِ لازم » را برای او فراهم می­آورد،

اما طبق « سنّتِ » الهی، وقتی به « قلّة خیالی » خود رسید،

چاره ای ندارد جز اینکه در « پرتگاهِ » تأسّف و حسرت و ذلّت و زیانکاری، سقوط کند:

فَلَمَّا نَسُــــوا مَـا ذُكِّـــرُوا بِـــهِ

پس وقتى آنچه را که به آنها تذكر داده شده به فراموشی بسپارند،

فَتَحْــــنَا عَلَيْهِمْ أَبـْوَابَ كُـــلِّ شَىْء

درهاى هر امکان و نعمتی را ما برای آنها می­گشائيم،

حَتَّى إِذَا فَرِحُــــوا بِــــمَا أُوتُــــوا

اما وقتى به آنچه به آنها داده شده بود خوشحال و سرگرم و سرمست شدند،

أَخَذْنَـــاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُّبْلِسُونَ (أنعام/44)

یکباره تمام آن امکانات را از آنها می­گیریم پس آن زمان جز نااميدی راهی ندارند.

1 نظر

  • مریم میر

    سلام استاد
    برای اینکه از بلاتکلیفی فکر و پریشانی در بیاییم چه کنیم

  • یک نظر بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *